فیلمم کن - معرفی، نقد و بررسی فیلم مستند آمریکای هیلاری: تاریخ پنهان حزب دمکرات Hillary's America: The Secret History Of The Democratic Party

 

ماجرا و نقد فیلم مستند آمریکای هیلاری: تاریخ پنهان حزب دمکرات


11تیتراژآغازین فیلم، تصاویری از تاریخ فشرده ی آمریکاست که با یک ترانه همراه شده است. ترانه ای که از پدیدار شدن ابر های خاکستری بر فراز آمریکا حکایت می کند و این مصرع مدام تکرار می شود که "روزهای بد دوباره دارند سر می رسند". که احتمالا منظور ایام مبارزات انتخابی نیست بلکه پیروزی احتمالی دمکرات ها در 58 امین انتخابات ریاست جمهوری آمریکاست که 18 آبان ماه 95 قرار است که برگزار شود. خب نماد حزب دمکرات یا همان الاغ معروف که از زمان نامزدی اندرو جکسون Andrew Jackson برای ریاست جمهوری مد شده بود در افتتاحیه فیلم حضور دارد. این تیتراژ شبه انیمیشنی نیز بیشتر حکایت از روزهای سیاه تاریخ کشور ایالات متحده دارد. برده داری، کشتار سرخپوستان، مناظرات و کشمکش ابراهام لینکلن اولین رئیس جمهور از حزب تازه نوپای جمهوری خواه و مخالف برده داری و استفان داگلاس مدافع برده داری، جنگ های داخلی آمریکا که از نابرابری سیاهان و سفیدپوست ها ناشی شده بود، پیدایش کوکلاس کلان ها و اولین خدمتگزار آن یعنی ژنرال بدفورد فارست Nathan Bedford Forrest، ریاست جمهوری وودرو ویلسون Woodrow Wilson دمکرات و قوانین شرم آور جیم کرو، ظهور گنگستر ها و دوران آل کاپن، مبارزات کارگری و ایجاد سندیکاها، نفوذ کمونیست ها و نفی سرمایه داری خصوصا در دانشگاه های امریکا و هالیوود، سخنرانی باراک اوباما و این جمله ی معروف و البته پوچ او: تغییرات به آمریکا آمده است و نهایتا کمپین های هیلاری و چروک های اطراف چشمانش. این تیتراژ یک کنایه مصور موزیکال بود به حزب دمکرات چراکه مسبب تمام آنها سیاستمداران متعلق به حزب دمکرات بودند. نقطه ی اوج این تیتراژ را می توان وودرو ویلسون، بیست و هشتمین رئیس جمهور ایالات متحده را دانست. ویلسون از این جهت مشابهت بسیار با هیلاری کلینتون و اوضاع کنونی دارد که هر دو در وعده های تبلیغاتی خود سنگ سیاه پوستان را به سینه کوبیده و از حمایت کردن آنها بسیار شعار داده اند. ویلسون در نامه ای خطاب به کلیسای رسمی سیاهان اعلام داشت چنانچه او رئیس جمهور آمریکا شود عدالت را در مورد آنان به اجرا می گذارد اما پس از اینکه به این سمت البته با رای سیاهان رسید نه تنها آن را فراموش کرد بلکه با حمایت از قوانین جیم کرو Jim Crow Laws دوران سختی را برای رنگین پوستان خصوصا سیاهان رقم زد. این ها قوانین ایالتی و محلی بودند که مطابق با آن جداسازی رنگین پوستان از سفید ها در تمام تاسیسات عمومی به اجرا گذاشته می شد. برخی نمونه‌های قوانین جیم کرو جداسازی نژادی مدارس دولتی، اماکن عمومی، حمل و نقل عمومی و جداسازی نژادی دستشویی‌ها، رستورانها و آبخوری‌ها برای سفیدها و سیاهان بود. حال سازنده فیلم مستقیما اشاره می کند که حمایت هیلاری کلینتون از سیاه ها فقط به منظور جمع کردن رای آنان است و پس از آن مانند سلفش، ویلسون نمی تواند به آن عمل کند. بد نیست بدانیم که در زمان باراک اوبامای سیاه پوست دمکرات، بیشترین تعداد کشته شدگان سیاه پوست به دست پلیس آمریکا صورت گرفته است. بهرحال تصور می شود که این بار نیز سیاهان با فراموش کردن تاریخ، آرائشان را به صندوقی بریزند که به غیر از باد هوا و تحقیر چیزی نصیب آنها نخواهد کرد.


2پس از تیتراژ، دستگیری و دادگاه (بازسازی) مردی را با چهره ی شرقی و با نام دنیش د سوزا Dinesh D'Souza می بینیم که قاضی او را به 5 سال حبس تعلیقی، سپری کردن یک شب در هفته در یک ندامتگاه، کار کردن هر هفته 8 ساعت در یک مرکز خدمات اجتماعی و هفته ای یکبار حضور در جلسات مشاوره ی درمانی محکوم می کند. جرم وی این است که آگاهانه و عمدا قوانین مالی مبارزات انتخاباتی را نقض کرده و مقداری پول بیشتر از آنچه مقرر است به کسی پرداخت نموده. این مرد یعنی آقای د سوزا درواقع کارگردان فیلم مستند آمریکای هیلاری است که درباره اش داریم می نویسیم و می خوانیم. او یک هندی است که در سال 1961 در شهر بمبئی در خانواده ای کاتولیک Roman Catholic زاده شده است. در سال 1976 بر اساس طرح مبادله ی دانشجویی، موفق شد به یک کالج در آمریکا رفته و در رشته ی هنر لیسانس خود را بگیرد. پس از چند سال کار کردن در مقام ادیتور او هم اکنون بعنوان یک مفسر سیاسی، نویسنده، فیلمساز در جامعه آمریکا شناخته شده است. البته اخیرا او دامنه ی انتقاداتش را از حوزه سیاست به حوزه دین وسعت داده و به جمع منتقدین بی خدایان نیز پیوسته است. عمده ی شهرت وی به دلیل نوشتن چند کتاب در مورد باراک اوباما و حزب دمکرات است که در سال 2012 اقدام به ساخت یک فیلم مستند سیاسی محافظه کارانه به نام آمریکای اوباما از روی کتابی از خودش به نام "ریشه های خشم اوباما" The Roots of Obama's Rage کرد که یکی از پرمخاطب ترین فیلم های مستند در آمریکا شد. در این کتاب تئوری ای مطرح می شود که باراک اوباما بر اساس 8عقاید حزبی و شخصی خود و بنا بر رویای پدرش در خصوص کاستن از نقش استعماری آمریکا در جهان، عمدا اقدام به پایین کشیدن قدرت امپریالیستی غرب کرده است. اگر به این اعتقاد نداشته باشیم و آن را یک تئوری جانیفتاده تلقی کنیم که باراک اوباما آگاهانه و از قصد قبلی این کار را نکرده است و در این خیال هم هرگز نبوده است اما نمی توانیم انکار کنیم که برآیند فعالیت های وی در دوره ی هشت ساله ی ریاست جمهوری اش به کاهش قدرت و صلابت جهانی ایالات متحده آمریکا ختم نشده است. تعظیم بلند بالای وی در مقابل پادشاه نفت فروش عربستان صعودی، خنثی بودن او در مقابل تحرکات دیکتاتور های کوچک و بزرگ منطقه ای، واگذاری نتیجه در مذاکرات اتمی با ایران، فحش خور بودن ملس وی علنا از هر رئیس جمهور کشورهای شناخته و ناشناخته، جزغاله شدن سفیر آمریکا در لیبی و فقط تماشا کردن ماجرا، باختن صحنه های بین المللی به روسیه و اجازه دادن به قدرت گیری دوباره آن، تحرکات بزدلانه و بلا اثر در مواجهه با کشور گشائی روس ها (الحاق کریمه)، رسوائی های شرم آور اطلاعاتی و دستگیری ملوانان آمریکایی توسط نیروی دریایی سپاه ایران و معذرت خواهی آمریکا بخاطر آزادی آنان از مثال هائی است که برای اثبات این نظریه آورده می شود. بهرحال خالق این سریال مدعی است که این حکم دادگاه به جهت مرعوب و خفه کردن وی صادر شده است و پیش بینی او در مورد عملکرد منفعلانه ی اوباما به حقیقت پیوسته است. د سوزا همچنین در آخرین مستند خود از تضعیف متحدآن آمریکا خصوصا اسرائیل توسط اوباما و تقویت دشمنان سخن می گوید. کنار گذاشتن طرح های جرج بوش پسر مانند سیستم دفاع موشکی در لهستآن و جمهوری چک هم از این نقطه ضعف هاست. درصحنه ی جالبی از فیلم گفتگوی یواشکی میان اوباما و مدودف را می بینیم که دسوزا متن جالب طنزگونه ای را بر روی آن گذاشته است:


اوباما: این آخرین انتخابات من است. اگر در آن پیروز شوم انعطاف بیشتری از خود نشان خواهم داد
مدودف: من درک می کنم و این اطلاعات را به ولادیمیر منتقل خواهم کرد.


و البته پس از این گفتگو و رئیس جمهور شدن دوباره ی اوباما، کریمه توسط روسیه اشغال شد و به خاک روسیه ضمیمه گشت. جالب است که این روز ها هیلاری کلینتون به شدت به دونالد ترامپ در باره مواضع سستش نسبت به روسیه حمله کرده و او را عروسک خیمه شب بازی پوتین می خواند درحالیکه پوتین در دوران زمامداری اوباما و کلینتون هرچه خواست کرد. دو برابر شدن بدهی ملی، به زیر کنترل کشیدن صنایع بزرگ، طرح ناموفق و عوام فریبانه ی بیمه ی اوباما که فاقد شفافیت سیاسی و هدر دادن میلیون ها دلار بود، کسری بی سابقه ی یک تریلیون دلاری از دیگر دستاورد های اوباما است که در این فیلم به آن اشاره می شود. تنها این بن لادن بدبخت بود که زور اوباما به او رسید که البته خیلی ها در صحت فیلم و ماجرا مشکوک اند. خیلی ها هم اکنون به این باور رسیده اند که اوباما تنها به فکر خوب سخنرانی کردن just talking است تا امور زمامداری که البته مشتش خیلی وقت است باز شده و بالا رفتن هرباره ی او از تریبون ها به معنی پایین آمدن اقتدار آمریکا بوده است. اقدام شتابزده ی کمیته نوبل برای اعطای جایزه ی صلح هم بر اساس فقط همین حرف هایی بوده که زده شده است نه عملی که انجام شده. داستان دخترکان نیجریه ای ربوده شده توسط گروه بوکوحرام و رجزخوانی های دولتمردان آمریکایی و اروپایی در آن زمان برای آزادی آنها را به یاد بیاورید و همینطور عواقب سیاست خارجی 8 ساله ی دمکرات های آمریکایی و هم پیمانان اروپایی را امروزه بوضوح می توانیم در لیبی، سوریه، عراق، کره شمالی و برخی کشور های آفریقایی ببینیم.


5پس از اینکه فیلم از باراک اوباما کمی فارغ می شود به احوال آقای د سوزا در زندان و نحوه مجازات وی می پردازد. او در آنجا در می یابد که همه چیز تحت کنترل دارودسته ی گنگستری است. خیابان های آمریکا زیر سلطه ی گنگستر های خیابانی و سیاسی هستند. آن را شبیه به هند می یابد و از خود می پرسد آیا برای همین بود که به آمریکا آمده است؟. درواقع اشاره ی غیر مستقیمی به رویای آمریکایی می کند. این روز ها دونالد ترامپ نامزد نهایی جمهوری خواهان در مبارزات تبلیغاتی خود از آن زیاد استفاده می کند. اگرچه به زعم بسیاری عبارت رویای آمریکایی دیگر کهنه شده و کاربرد گذشته ی خود را ندارد و زنده کردن آن توسط وی چندان مهیج و رای آور به نظر نمی رسد. در جلسات مشاوه روانی، دسوزا تصور می کنند که آدم های دولتی فکر می کنند که او بایستی مجددا تحت تعلیم قرار بگیرد (گویا هنوز به خوبی آمریکایی نشده است) و در کلاس درس او نکته جالبی را درباره آمریکایی شدن برای شاگردان حاضر مطرح می کند. او معتقد است شما اگر به هر کشوری مهاجرت کنید به شما اهل آن کشور نخواهند گفت. مثلا اگر به هند و یا مکزیک بروید و مقیم آنجا شوید هیچگاه مکزیکی و یا هندی نمی شوید درحالیکه در آمریکا شما آمریکایی می شوید. شب هنگام وقتی د سوزا سخنرانی باراک اوباما درباره عدالت در آمریکا را در تلویزیون زندان تماشا می کند به این فکر می کند که چرا به دلیل دادن مقداری پول به کسی باید در کنار سارقان، قاتلین، دزدان و قاچاقچیان محبوس باشد و در جواب پرسسش از یکی از زندانیان که بزرگترین گنگ ها چه کسی هست پاسخ می شنود: سیاستمداران. کارگردان فیلم در زندان در دوره بازپروری همچنین در می یابد که شیوه عمل دمکرات ها چیزی شبیه به دارودسته ی گنگستر هاست و مثالی که برای آن می آورد همان طرح بیمه همگانی اوباما است که دستاوردی برای مردم نداشته است. فیلم هشدار می دهد که آنان قصد دارند تمام نهاد های مولد را به زیر کنترل خود درآورند. از بانک ها و موسسات سرمایه گذاری و صنایع بزرگ گرفته تا بیمه و کسب و کار های کوچک. نکته تعجب آور اینجاست که نامزد جمهوریخواهان اصلا از این سوراخ های بزرگ دمکرات ها به نفع خود استفاده نمی کند و چسبیده است به تحرکات جنسی همسر هیلاری و چند مکاتبه ای که با صندوق های ایمیل شخصی انجام داده است. درعوض دمکرات ها از حرف ها و اظهار نظر های ولو کوچک دونالد ترامپ کمال استفاده را در تشویش اذهان عمومی می کنند. او را به عنوآن یک کوکلاس کلان مدرن قلمداد کرده و تبعیض جنسیتی، نژاد پرستی و بیگانه ستیزی را مهمترین افکار او می دانند که از این طریق نیز توانسته اند از او پیشی بگیرند.

 

9در نیمه دوم فیلم کارگردان سر اصل مطلب می رود تا بینندگان خود را از آنچه احتمالا آگاه نیستند، مطلع کند و آن چیزی نیست جز تابانیدن نور بر روی عملکرد دمکرات ها در طول تاریخ آمریکا. او از اندرو جکسون Andrew Jackson هفتمین و یکی از منفورترین رئیس جمهور های آمریکا که حامی سرسخت برده داری بوده و مسبب آوارگی سرخ پوستان از سرزمین مادریشان است نام می برد. دسوزا بصورت مفصل نورافکن را بر روی این دمکرات رادیکال نگاه می دارد تا رنگین پوستان آمریکایی متوجه شوند که ادعاهای دمکرات های مدرن لیبرال امروزی سرابی بیش نبوده و اینان از همان آبشخوری سیراب می شوند که اندرو جکسون و وودرو ویلسون ها. سپس از بوجود آمدن کوکلاس کلان ها که مورد حمایت دمکرات ها بودند می گوید که چه وحشتی در قلب سیاهان به اصطلاح آزاد شده از زیر یوغ برده بودن می انداختند. در دوران تاریک آنان، بیش از 3000 سیاه و 1000 سفید پوست حامی برابری نژاد ها را به قتل رسیدند. فیلم تاکید می کند که بیشتر سناتور ها و ساستمداران دمکرات نه تنها حامی برده داری بوده اند بلکه در املاکشان خود برده نگاه می داشته اند و حتی از آنها در رختخواب سوء استفاده نیز می کرده اند. آنان حتی در مقابل حق رای زنان جبهه می گرفتند و این جمهوری خواهان بوده اند که با مبارزاتشان برده داری را ملغی و حق رای دادن را به زن ها اعطا کرده اند و جالب است که کلینتون دمکرات با وقاحت تمام دقیقا همین موارد را بر علیه ترامپ جمهوری خواه استفاده می کند. بعد از دیدن این حقایق کمی از دمکرات بودن باراک اوبامای سیاه پوست ممکن است متعجب شوید. از شیوه هایی که دمکرات ها برای جمع آوری رای در طول تاریخ استفاده کرده اند کمی به ما نشان می دهد. از اینکه آنان به مهاجرین سفید پوست روی خوش نشان می دادند و آنها را در روزهای اولیه ی ورود به آمریکا تیمار می کرده اند تنها به دلیل رای آنها بوده است و نه چیز دیگر. سپس فیلم به هیلاری باز می گردد تا او را در گرداب افتضاحی که امیال شهوانی شوهرش در زمان ریاست جمهوری به پا کرده بود نشان دهد. بر اساس آنچه فیلم می گوید هیلاری از ماجراجوئی های جنسی همسرش با اطلاع بوده و حتی در آنها شریک هم هست. البته این ماجراجوئی های عشقی و سکسی فقط به بیل کلینتون بسنده نمی شود و مردم آمریکا از وقایع اینچنینی دمکرات ها داستان ها شنیده اند. به قول برخی از جمهور خواهان اگر کندی از آن سوء قصد جان سالم به در برده بود معلوم نبود که زیر کاخ سفید چه تعداد تونل اضافی برای امورات معاشقه ای ایشان باید حفر می شد.در فیلم از فساد مالی خانواده کلینتون از طریق بنیاد کلینتون ها هم تصاویری را می بینیم. گرفتن پول از ثروتمندان و صاحبان قدرت، سخنرانی در ازای دریافت پول زیاد و جمع آوری کمک های مالی برای کمک به محرومان و آسیب دیدگان که به آنها هرگز نرسیده است.


7این فیلم مستند نسبتا طولانی یک طرفه به نبرد با دمکرات ها رفته است. اگرچه محتویات اثر با کینه ی شکل گرفته در درون کارگردان فیلم یعنی اقای د سوزای هندی تبار به دلیل محکومیتش در دادگاه در ارتباط است اما بایستی به وجود حقایق غیر قابل انکار آن که خیلی از مردم آمریکا حتی آن را نمی دانند اعتراف کرد. این فیلم اصلا به ترامپ و حاشیه های وی مستقیما نمی پردازد اما برداشت های غیر مستقیم از آن نهایتا تعداد رای دهندگآن به او را بیشتر می کند. نیازی به خیلی باهوش بودن نیست تا بفهمید این مستند علی رغم تبلیغات دمکرات ها و باور توده های مردم عادی، آنها را پوپولیست واقعی معرفی می کند. در پشت خنده های مستانه ی هیلاری آیا چیزی دست سیاهان و مهاجران را خواهد گرفت. آیا با انتخاب وی، شلیک پلیس به سیاه پوست ها در خیابان ها کمتر خواهد شد و آیا طرح های عوام راضی کن بیمه و از این قبیل وضع مردم را بهتر می کند. همگان می دانند که نامزد میلیونر جمهوری خواهان برای کمپین های تبلیغاتی اش از جیب خودش خرج می کند در حالیکه هیلاری از کیسه ی دیگران (پول دارها) مایه می گذارد. این درحالیست که او برای فربفتن مردم عادی شعار مالیات بیشتر از پولدارها را مطرح می کند (از اغنیا بگیر و به مستمندان بده) درحالیکه به شدت وام دار آنهاست. فیلم تلاش می کند که با پایین کشیدن پرده ی نه چندان ضخیم از تاریخ حزب دمکرات، چهره ی واقعی آنها را نشان دهد که قبلا اینچنین نبوده و در آینده هم نخواهد بود. انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده یکی از معدود انتخاباتی است در دنیا که نه تنها بر اوضاع خود آمریکا بلکه بر کل جهان تاثیر گذار است و این روزها یکی از منحصر بفردترین آنها در جریان است نه از لحاظ اینکه احزاب دوگانه ی آمریکا برنامه های جدیدی برای اداره ی 4آمریکا و جهان ارائه می کنند بلکه از این بابت که برای اولین بار ادبیات غیر سیاسی بکار رفته از جانب نامزد ها از ادبیات سیاسی پیشی گرفته است. مسائل جنسی در صدر آنهاست و رو کردن ماجراهای خصوصی و شخصی قسمت زیادی از حجم تبلیغات و سخنرانی ها را تشکیل داده است. بهرحال عصاره ی فیلم حاضر این خواهد بود که دمکرات ها گرگی هستند در لباس بره. اشاره به همان تشابهی که میان سیاستمداران اروپایی با دمکرات های آمریکایی همواره وجود داشته است. هر دوی آن ها فقط خوب صحبت می کنند، برای نیروهای اپوزیسیون کشورهایی که مشغول دوشیدنشان هستند کف می زنند و هورا می کشند و به آنها جایزه هم می دهند و البته همواره آنها را حواله به سر خرمن می دهند. دمکرات ها در طول تاریخ آمریکا ثابت کرده اند که برای دیکتاتور های کوچک و بزرگ جهان علی رغم های و هویشان کبریت بی خطر هستند و واژه لیبرال و ژست آزادیخواهی آنها فقط کاربردی در داخل مرز های خود این کشور دارد. بهر تقدیر دوست داشتن این مستند ارتباط تنگاتنگ با اطلاعات ما و شما از تاریخ احزاب آمریکا، میزان باورپذیری ساده گونه ی ما، زن و یا مرد بودن، عملکرد و دخالت دمکرات ها در اوضاع حساس ایران و علاقه ما جهت مهاجرت به آمریکا دارد.

 

از اون موقه ها خیلی گذشته، اونموقه ها که فکر می کردم زندگیم مال خودمه، که فکر می کردم دفتر سرنوشتمو خودم نقاشی می کنم، که فکر می کردم دارم بزرگ میشم

حالا گوشه ی یه پیله ی خاک گرفته اسیرم، یکی دیگه جام دروغ میگه، یکی دیگه جام ادا در میاره یکی دیگه جام قهقهه می زنه

و من فقط اجازه دارم جای خودم گریه کنم

 

حالا مدام از خودم یواشکی گلایه می کنم که چرا اینقدر زود بزرگ شدم

       

6

 

 

نوشتن دیدگاه

Template Settings

Color

For each color, the params below will give default values
Purple Cyan Golden Green Yellow

Body

Background Color
Text Color
Layout Style
Select menu
Google Font
Body Font-size
Body Font-family
Direction