نگاهی به اسکار 2017

 

نگاهی به اسکار 2017

رغبت من برای دیدن مراسم اسکار و شنیدن نام برندگان آن هر سال کمتر و کمتر می‌شود. قرار گرفتن ذهنیت کسانی که حق رأی دارند تحت فضایی غیرعادی که آن‌ها را به شکل نامحسوسی به‌سوی نام‌هایی خاصی هل می‌دهد تا جائیکه راه یافتن آن‌ها به‌عنوان نامزد و حتی برنده شدنشان نامنصفانه است، مهم‌ترین دلیل این بی‌میلی است. این وضعیت متأثر از تلاش هدف‌دار رسانه‌ها، تحمیل نظر از سوی شخصیت‌ها و کمپانی‌های بانفوذ، بی‌مقدار شدن در برابر اتفاقات سیاسی هم‌زمان، سوءاستفاده از کلمه‌ی تبعیض و غلبه‌ی احساسات هنرمندانه بر منطق متخصصانه می‌باشد. امسال تعداد اعضای کمیته اسکار از 6000 به 6500 نفر افزایش پیدا کرد. برهان این امر تنها کاستن از شمار برندگان سفیدپوست و اهمیت دادن بیشتر به نژادهای دیگر مشخصاً سیاه‌پوستان بوده است. چراکه پس از مراسم 2016 چند شخصیت سینمایی سیاه‌پوست که مهم‌ترین آن‌ها ویل اسمیت بازیگر Will Smith و اسپایک لی Spike Leeکارگردان بودند از اینکه چرا سفیدپوستان، اغلب برنده‌ی اسکار هستند لب به اعتراض گشودند. آکادمی اسکار هم تصمیم گرفت که 500 شخصیت که احتمالاً بیشتر آن سیاه‌پوست و یا مدعی برابری نژادی هستند را به مجموعه‌ی رأی‌دهندگان اضافه کند تا از این طریق از این فشار کم کند. اما درک این ایده‌ی مساوات در جغرافیای انسانی دشوار است و اینکه اصل بهتر بودن در بازیگری و فیلم‌سازی چگونه می‌تواند با تعصب بر روی رنگ و یا نژاد رابطه پیدا کند و چگونه می‌تواند تحت تأثیر این ننه‌غریبم‌بازی‌های غیرمنطقی قرار بگیرد، تعجب آور. 2آیا معیار برتر بودن در دانش یا مهارتی را می‌توان بر اثر رنگ پوست تقسیم کرد. آیا طرز فکر کسی مانند ویل اسمیت که به‌زور می‌خواهد پسر نا مستعدش را بازیگر و یا خود را کارگردان کند علی‌رغم اینکه همه می‌دانند این هنر در او وجود ندارد و اصرار او به اختصاص تعدادی از جوایز به سیاهان، درست است. اگر این‌گونه است پس این ادعا درباره سرخ‌پوستان، آسیائی‌تبارها، اهالی آمریکای لاتین، زنان، ترا جنسیتی ها، خداناباوران و ..... نیز صادق است. پس کمیته اسکار باید اعضای رأی‌دهنده را بر این اساس گزینش و دسته‌بندی کند نه معیار فیلم شناسی و فیلم فهمی. آیا کسی مانند اسمیت و شبیه به او تابه‌حال فکر نکرده‌اند که چگونه در داخل همین سیستمی که او آن را به تبعیض نژادی متهم می‌کند چگونه به این درجه از شهرت و ثروت رسیده‌اند یا اینکه چرا کسانیکه این‌گونه فکر می‌کنند به تعداد بالای سیاه‌پوستان در لیگ حرفه‌ای بسکتبال NBA ایالات‌متحده اعتراض نمی‌کنند درحالی‌که 80 درصد جمعیت این کشور را سفیدپوستان تشکیل می‌دهند. بعید است مردم از تعداد سیاه‌پوستانی که در صنعت سینما و موسیقی آمریکا به قله‌های پول و عنوان دست پیداکرده‌اند خبر نداشته باشند. راه یافتن فیلم به‌دردنخوری مانند چهره‌های پنهان Hidden Figures (که کمپانی سازنده با دستپاچگی آن را برای این اسکار سرهم‌بندی کرد) به فهرست نامزدها و تعدادی از جوایزی که امسال به سیاه‌پوستان و یا آثارشان تعلق گرفت بر اساس همین فشارها بوده است که اگرچه ممکن است سیاه‌پوستان را برای مدتی خوشحال کند اما کم‌کم اعتبار علمی اسکار را تحلیل داده و اهمیت هنری آن را به یک دورهمی مجلل تقلیل می‌دهد.


همه تصور می‌کردند که مراسم اسکار 2017 سیاسی‌ترین اسکار تاریخ خواهد شد و پر خواهد بود از سخنرانی‌های پرشور، البته همه حول یک محور، اما این‌گونه نشد. خب یکی از دلایل این بود که آنانی که این‌چنین قصدی داشتند و کاغذ مینوت خود را در جیب آماده کرده بودند اصلاً به‌عنوان برنده انتخاب و به روی سن دعوت نشدند و این فرصت را پیدا نکردند تا از یک تریبون مفت و مجانی و پربیننده یک چند تا ماهی درشت از این رودخانه‌ی متلاطم و گل‌آلود فضای سیاسی آمریکا دشت کنند. دلیل دیگرش هوشمندی بسیاری از علاقه‌مندان عادی فیلم و سینما بود (همان‌هایی که بلیت می‌خرند و برخی به آن‌ها عنوان عوام می‌دهند) که از این شکل متظاهرانه‌ی اعتراض هنرمندان عرصه‌ی سینما و موسیقی کلافه شده بودند و با نظر دهی در اینترنت 1و شبکه‌های اجتماعی مجازی خواسته بودند که این مراسم هنری از حدود خودش تجاوز نکند. اگر به تاریخ معاصر نیک بنگریم چه بسیار هنرمندانی را خواهیم یافت که جهت‌گیری آن‌ها در بزنگاه‌های تاریخی اشتباه بوده است. آن‌ها معمولاً بسیار احساساتی هستند و خیلی زود جو گیر شده و دست به قضاوت و علنی کردن آن می‌زنند. برخی از آن‌ها این را از روی صدق دل انجام می‌دهند و برخی هم از روی خودنمائی و بعضی هم از روی برنامه‌ریزی‌های هدفمند. محتملا اگر مریل استریب Meryl Streepاسکار بهترین بازیگر نقش اول زن را به دلیل اجرای زیبایش در فیلم فلورانس فاستر جنکیز Florence Foster Jenkins می‌برد حتماً هنگام دریافت مجسمه‌ی اسکار با نطق آتشین و گرز سنگینی که آماده کرده بود تا آن را از روی همان سن پرشکوه سالن کداک به مغز دونالد ترامپ بکوبد، وظیفه‌ی خود را در قبال این‌همه ظلم و ستم به پایان رسانیده و نهیب‌های وجدان حساسش را خاموش می‌کرد. اما در عجبم از این‌همه هنرمندانی که در این چند ماه اخیر به دلیل چند جمله‌ی نابخردانه‌ی رئیس‌جمهور جدید آمریکا در مورد زنان، این‌همه قشقرق به پا کردند و هر جا که یک میکروفون رایگان یافتند از بد و بیرا گفتن هم مضایقه نکردند، وقتی‌که دخترکان چشم نترکانده ی نیجریه‌ای توسط وحشی‌های بوکو حرام دزدیده و به بردگی جنسی کشیده شدند تا آن موقع که از آنان سیر می شدند و تن هایشان حمال کمربند های انفجاری می شد، کجا بودند؟ چرا وقتی مردان ایزدی را گردن زدند و سپس زنان و دخترکانشان را سبوعانه به پست‌ترین و دردناک‌ترین لحظه موجود در تاریخ هل دادند، از درون عمارت های ایزوله شده چندین میلیونی پر از خدمه و بادی‌گارد بیرون نیامدند تا چند دلاری خرج کنند، چند گروهکی تشکیل دهند، چند سخنرانی ترتیب دهند تا با حمایت از زَنانگی بربادرفته فشار به همین سیاستمدارانی که سنگ آن‌ها را این‌گونه سفت به سینه می‌کوبند بیاورند شاید آن‌ها را به حرکتی مثبت وادارند و یا لااقل چشمان قی گرفته‌ی آنان را کمی باز کنند. گذاشتن چند توئیت اعتراضی صبحگاهی از داخل رختخواب‌ها و تختخواب‌های مجلل، درحالی‌که یک پیشخدمت صبحانه‌ی مقوی و رنگارنگ آن‌ها را در سینی‌های زرین سرو می‌کند و یا گفتن چند جمله‌ی از پیش تهیه‌شده در مراسم و مهمانی‌های آن‌چنانی برای نشان دادن روحیه حساس انسان‌دوستی که رقابت برای پوشیدن لباس‌های طراح‌های معروف آن‌هم با گرفتن پول‌های آن‌چنانی اهمیت بیشتری دارد که نشد مبارزه، نشد انسان‌دوستی، نشد به فکر مردم بودن!!!!


جشنواره‌ها و نحوه‌ی قضاوت آن‌ها باعث شده است که دسته‌ای از فیلم به نام فیلم‌های جشنواره‌ای تولید شود. یعنی کارگردانان و متصدیان فیلم‌سازی موضوعی را که پتانسیل خاصی را داشته (یا فکر می‌کنند که دارد)، انتخاب و آن را به شیوه‌ای (دستکاری‌شده)می‌سازند که بنا بر تجربه، داوران به آن‌ها جایزه می دهند. این یک معنی بیشتر ندارد و آن اینکه آن‌ها نحوه قضاوت داوران را از پیش می‌دانند و معادلات داخل فیلم 3را نه بر اساس اصول غریزی و مهارتی خود بلکه بر اساس ذائقه‌ی رأی‌دهندگان برآیند سازی می‌کنند. یکی از دلایل رأی اعضای آکادمی اسکار به فیلم‌های به‌اصطلاح جدی که معمولاً توسط تماشاچی عام هم مورد استقبال قرار نمی‌گیرد به‌عنوان بهترین فیلم سال همین است. البته این فیلم‌های جدی معمولاً حاوی مضامین تلخ اجتماعی هستند که ظاهراً به افشای دردها و یا نابسامانی‌های بشری می‌پردازند. این ایده‌ی بدی نیست که این‌گونه فیلم‌ها نیز مورد تشویق قرار بگیرند تا عرصه سینما فقط در اختیار فیلم‌های تخیلی و غیرواقعی پر از تکنولوژی ایجاد جلوه‌های بصری قرار نگیرد. اما این فیلم‌ها معمولاً به حیطه‌ی دلایل به وجود آمدن این مصائب و مسببان اصلی آن‌ها ورود نمی‌کند و تنها به متأثر کردن بیننده با نشان دادن رخدادهای غم‌انگیز بسنده می‌کند. فجایع جهانی مانند موضوع پناهندگی، تبعیض نژادی، ظهور سیاستمداران عجیب هم در بسیاری اوقات باد موافق به بادبان موفقیت آن‌ها می‌وزاند. ولی دراین‌بین فیلم‌های زیبایی هم ساخته می‌شود که از مفاهیم اساسی و حکیمانه‌ای برخوردار هستند که همیشه مورد کم‌لطفی قرارگرفته‌اند احتمالاً به دلیل محتوای سنگین توسط داوران درک نمی‌شوند. آثاری چون "تماس با یک هیولا A Monster Calls" ، "خیابان آواز Sing Street" ، "ویژه‌ی نیمه‌شب Midnight special" و "ساحره The Witch" در سال 2016 از این نمونه‌اند. در سال 2015 هم باوجود فیلم‌های استوار و محکمی چون "مکس دیوانه" ، "از گور برخاسته" و "هشت نفرت‌انگیز" در کمال حیرت جایزه‌ی بهترین فیلم سال به "افشاگر" رسید. فیلمی تصنعی که نتوانسته بود هیچ جایزه‌ای در بخش‌های دیگر ببرد اما جایزه بهترین فیلم را برد یا در همین اسکار 2017 "لالا لند" در 14 رشته کاندید می‌شود اما عنوان بهترین فیلم به "مهتاب" تعلق می گیرد که تنها جایزه‌ای که برده است بهترین هنرپیشه‌ی نقش مکمل مرد است که آن‌هم تحت تأثیر جو به‌ناحق به وجود آمده درباره سیاه‌پوستان به آن داده شد. تنها نتیجه‌ای که می‌توان گرفت این است که نفرات تشکیل‌دهنده هیئت ژوری بر اساس رعایت اصول مبتنی بر فنون فیلم‌سازی، ژرف‌اندیشی و خلاقیت رأی نمی‌دهند بلکه به دلیل وجود احساسات متضادی که قسمت بزرگی از آن به علت جریان تندی که آن‌ها را هل می‌دهد برخاسته از فضای سیاسی موجود، جو زدگی، ایجاد تنوع و گاها لجبازی، رأی‌های تا حدودی نامنصفانه‌ی خود را صادر می‌کنند.


اگرچه این گزینش‌ها بر روی سلیقه و مقدار لذت بردن تماشاچیان ساده‌ی فیلم‌ها هیچ تأثیری نمی‌گذارد اما یقیناً بر آشفتگی ذهن‌هایی که دستی در این هنر دارند می‌افزاید و به‌تدریج برخی از گونه‌های آثار سینمایی به فکر فرو برنده که نه در گیشه و نه نزد جشنواره‌ها مورد عنایت قرار می‌گیرند منقرض شده و صحنه‌ی رؤیایی سینما فقط پر می‌شود از فیلم‌های تخیلی سرگرم‌کننده و یا فیلم‌های سیاه متأثرکننده. اسکار یکی از آخرین پناه گاه‌های سینمایی است که در برابر منجنیق این افکار و فشارهای نابخردانه مقاومت کرده است اما صدای ترک خوردن دیوارهای آن کم‌کم شنیده و فروریختن برج و باروهای آن دیده می‌شود و در گردوخاکی که اسکار 2017 بر اثر همین فروریختگی‌ها به پا کرده بود چشمانم نتوانست هیبت باشکوه حتی یکی از آثار متفکرانه را ببیند.

 

 

دیوید از مشهد               16/12/1395      

                     

" آیا کسی مانند اسمیت و شبیه به او تابه‌حال فکر نکرده‌اند که چگونه در داخل همین سیستمی که او آن را به تبعیض نژادی متهم می‌کند چگونه به این درجه از شهرت و ثروت رسیده‌اند یا اینکه چرا کسانیکه این‌گونه فکر می‌کنند به تعداد بالای سیاه‌پوستان در لیگ حرفه‌ای بسکتبال NBA ایالات‌متحده اعتراض نمی‌کنند درحالی‌که 80 درصد جمعیت این کشور را سفیدپوستان تشکیل می‌دهند."

عالی بود.

 

 

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

Template Settings

Color

For each color, the params below will give default values
Purple Cyan Golden Green Yellow

Body

Background Color
Text Color
Layout Style
Select menu
Google Font
Body Font-size
Body Font-family
Direction