نقد فشرده فیلم درمانی برای سلامتی A Cure For Wellness

 

 

نقد فیلم درمانی برای سلامتی A Cure For Wellness

لاک هارت Lockhart جوان جاه‌طلبی است که در یک شرکت بزرگ مالی در نیویورک، پس از مرگ یکی از مسئولین رده بالای شرکت پست مهم او را از آن خود می‌کند. به‌زودی از طرف هیئت‌مدیره درمی‌یابد که شرکت در وضعیت خوبی قرار نداشته و بایستی برای فرار از تحقیقات و احتمالاً ورشکستگی به ادغام با شرکت دیگری تن دردهند. اما رئیس شرکت به نام رولند پمبروک Roland Pembroke که برای این کار به امضای وی نیاز است در حال حاضر در یک مرکز سلامت بخشی در ارتفاعات آلپ سوئیس بسر می‌برد. لاک هارت مأموریت می‌یابد به آنجا رفته و رئیس را با خود به آمریکا بازگرداند. او در این درمانگاه خاص اوضاع را مشکوک دریافته و نه‌تنها موفق نمی‌شود که پمبروک را بازگرداند بلکه با تصادفی که برایش پیش می‌آید خود به‌عنوان مریض در این درمانگاه بستری می‌شود. با کنجکاوی که به خرج می‌دهد به سابقه‌ی این درمانگاه پی برده و درمی‌یابد که آنجا محلی است برای آزمایش‌های غیرانسانی و سرانجام موفق می‌شود با به آتش کشیدن آنجا و از بین بردن مسئول این اتفاقات از مهلکه جان سالم به دربرد.


کسی که بر روی صندلی هدایت این فیلم نشسته است، گرگور وربینسکی Gregor Verbinski، پیش‌تر توانسته بود یک سری از فیلم‌های چند سال اخیر را با ایده پردازی‌های متعلق به خودش تماشایی و جنجالی کند. باید اعتراف کرد دزدان دریایی کارائیب Pirates of the Caribbean (قسمت‌های اول تا سوم) درزمانی که اقیانوس هالیوود در سکون به سر می‌برد شور و هیجانی به پا کرد که امواج بلند آن تمام سینماهای سراسر جهان را درنوردید و فیلم دوستان را بر سر کیف آورد. موفقیت او با ساخت یک انیمیشن خاص و مهیج به نام رنگو Rango (برنده‌ی اسکار 2012) ادامه پیدا کرد اما با بیرون آمدن رنجر تنها The Lone Ranger رشته‌ی موفقیت او موقتاً پاره شد. اگرچه با یک فیلم ناموفق نمی‌توان عملکرد خوب او را نادیده گرفت اما فقدان انعطاف‌پذیری در فرمولی که باعث توفیق او در آثار قبلی شده بود منجر به تولید یک فیلم ازهم‌گسیخته به نام "درمانی برای سلامتی A cure For Wellnes" شد. فیلم نه در نزد تماشاگران عام و خاص و نه در بین کسانی که به نقد فیلم می‌پردازند جایگاهی پیدا کرد و شکست‌خورده و مهجور ماند.


اولین اشتباه تیم سازنده‌ی این فیلم انتخاب این عنوان نسنجیده و بی‌حس و حال برای این فیلم بود. خود عنوان عامل مهمی در برانگیختن حس کنجکاوی سینما دوستان و ترغیب‌کننده‌ی آن‌ها برای خریدن بلیت است. بیهوده نیست که کمپانی‌های بزرگ فیلم‌سازی برای به دست آوردن حق مالکیت برخی عناوین سال‌ها با یکدیگر می‌جنگند و مبالغ هنگفتی پول خرج می‌کنند. عنوان "درمانی برای سلامتی" شاید مناسب یک فیلم تجربی و یا نهایتاً یک فیلم به‌اصطلاح هنری که تنها برای دل کارگردان ساخته‌شده مناسب باشد اما به‌هیچ‌عنوان برازنده یک فیلم سرگرم‌کننده‌ی هالیوودی که قرار است بر پوستر رنگارنگ فیلم بنشیند نیست. وربینسکی که می‌توان او را یک کارگردان تمام هالیوودی برشمرد همچنان بر همان فرمول همیشگی خودش که بیشتر بر رابط‌های تصویری تکیه دارد اصرار می‌ورزد. او به زیبایی، مارماهی‌ها را در داخل فیلم در جلوی چشم بیننده شناور می‌کند اما قادر نیست مفهوم آن را در ذهن آن‌ها حک کند تا جائیکه بدون ربط بودن آن تماشاگر را مشوش و آزرده کرده و او را به شک انداخته که مارماهی‌های واقعی هستند یا توهم لاک هارت و یا حتی شاید یک استعاره. واقعیت فیلم‌نامه هرچه که باشد سردرآوردن انبوهی مارماهی از سیفون توالت اتاق جوان جاه‌طلب، صحنه‌ای به فکر اندازنده همراه با تولید دلهره نبود بلکه جنبه‌ی لوث شده‌ای بود از کلیشه‌ای که به‌کرات از آن استفاده‌شده بود. رابطه ایجاد کردن میان چند خط موجود در داستان مانند آنچه در شرکت می‌گذرد، داستان وهم‌آلود پیرامون قلعه و ساکنین آن در گذشته، آزمایش‌های پزشکی مرموز و ناپدید شدن بیماران، عصاره گیری از بدن مشتریان، تصادف با آهو و کیفیت و خصوصیت آب داخل سرداب درمانگاه شاید ظاهراً بر عهده بیننده گذارده شده است اما تماشاچی آن‌چنان ناباورانه به قضایا نگاه می‌کند که برآیند گیری از تمام آن‌ها جهت رسیدن به اصل ماجرا و یا پیام فیلم مانند شکنجه‌ای برای او می‌شود. حوادث فیلم از یکدیگر مشتق نشده و هرکدام پیشینه‌ای جداگانه را دارد که وربینسکی برای هرکدام روایت گویی متفاوت سر می‌کند که همسو کردن آن‌ها با یکدیگر به نتیجه‌ی خوشایندی منتهی نمی‌شود. خود کارگردان هم موفق به توضیح منطقی برای تمام این‌ها در طول فیلم نشده و بااینکه زمان فیلم طولانی است (بیش از 140 دقیقه) ولی بازهم برای پیچ و مهره کردن آن‌ها زمان کم می‌آورد و نهایتاً مجبور می‌شود با یک ماشین منگنه‌ی دستی آن‌ها را به یکدیگر سرهم‌بندی کند. از این رو فیلم به سطحی بودن گرایش پیدا می کند و فرصت نمی یابد تا پرده از رویدادهایی که از پس یکدیگر به نمایش در می آیند براندازد تا بیننده به معنایی منجسم و پیوسته دست یابد. کارگردان برای تعریف این قصه ی کمی آشفته راه ناهمواری را انتخاب کرده و نهایتا پاداش مناسبی در ازای صبر و کنجکاوی بینندهایش را به آنها نمی دهد. به این‌ها باید سایه سنگین نمونه‌های قبلی که شاخص‌ترینشان شاتر آیلند Shutter Island اسکورسیزی با بازی دی کاپریو هست هم اشاره شود که بیننده را مدام در وضعیت مقایسه و استنتاج مایوس کننده قرار می‌داد. به‌هرحال وربینسکی به همان اندازه که در خلق فضا و انتخاب لوکیشن ها و دکور کردن آن‌ها موفق عمل کرده است اما بیشتر از آن زبانش در تعریف این داستان این‌قدر ناهمگون الکن بوده است.

 

 

cure2

 

 

داود از تهران               19/05/1396                            

 

با سلام خیلی کم کار شدین نقداتون منحصر به فرد و خاص بود برخلاف خیلیا که کپی می کنن لطفا ادامه بدین

فیلمم کن: داود جان اولا از تاخیر در انتشار پیام شما عذرخواهی می کنیم، به دلیل مشکلات بوجود آمده موفق به انتشار مطلب برای مدتی نشدیم. بزودی دوباره آغاز خواهیم کرد. از تعریف شما هم به وجد آمده و سپاسگزاریم.

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

Template Settings

Color

For each color, the params below will give default values
Purple Cyan Golden Green Yellow

Body

Background Color
Text Color
Layout Style
Select menu
Google Font
Body Font-size
Body Font-family
Direction