نقد فشرده فیلم کلبه The Shack

 

 

نقد فیلم کلبه The Shack

به‌جرئت می‌توان گفت یکی از بدترین اقتباس‌های سینمایی از یک داستان پرفروش را شاهد هستیم و تمام تقصیرها را می‌توان مستقیماً متوجه کارگردان 47 ساله‌ی انگلیسی آن "استوارت هزالدین" Stuart Hazeldine دانست. بر من پوشیده است که چرا رمان هایی که هسته ی اصلی آن گم شدن یک دختربچه و قتل اوست چرا همیشه در آمریکای شمالی اینقدر می فروشد. یادم هست که چندین سال پیش داستان مشابهی با نام "استخوان های دوست داشتنی" The Lovely Bones نیز به فروش بالایی دست پیدا کرده بود و دیری نپایید یک فیلم سینمایی نیز از روی آن ساخته شد که البته از فیلمی که اکنون درباره آن صحبت می کنیم بسیار استوارتر می باشد. هزالدین کارگردان، بدور از تفکر خلاق فیلم خود را ساخته و به‌شدت کسل‌کننده ازکاردرآمده است. حتی ما را به شک می‌اندازد که به‌گونه‌ای می‌خواسته خادمان کلیسا را بیشتر خشنود کند تا بیننده‌ها را سرگرم. او فقط به این نکته توجه کرده است که ماجراهایی با این قبیل موضوعات باید در فضایی آرام اتفاق بیفتد و فروتنی و وقار از سر و روی هنرپیشه‌های فیلم ببارد. این در حالی است که آرامشی که او به اثر تزریق کرده آن‌چنان مصنوعی و غیرطبیعی است که به بزرگ‌ترین مشکل فیلم مبدل می‌شود. اگرچه می‌دانیم که برگردان کردن این داستان‌ها به تصویر چندان کار راحتی نیست اما او و سناریونویسان و سایر عواملش آن‌چنان از قوانین عادی ساخت این‌گونه آثار فاصله گرفته‌اند تا جاییکه خیلی بیننده‌ها چرت زدن را به دیدن آن ترجیح می‌دهند. قاطی کردن موضوع خانواده با اعتقادات قلبی و مذهبی به شکلی است که توهم سوءاستفاده از احساسات را پیش می‌کشد و برخی را سریعا سرخورده می‌کند. اگرچه می دانیم بسیاری از قوانین حاکم خانوادگی از منش و اعتقادات مذهبی والدین خصوصا پدر خانواده سرچشمه می گیرد که در برخی مواقع به فاجعه ختم می شود اما مرتبط ساختن این دو در شکل یک امتیاز تا حد یک معجزه و یا نظایر آن ریاکارانه و غیر مسئولانه به نظر می رسد. زیرا ما نمی دانیم پدر این خانواده که پدر خود را با دستانش کشته بیشتر به کلیسا و تعالیم آن دلبسته است و یا قاتلی که ما آن را نمی بینیم و دخترش را کشته است و اینجاست که نقش مذهب و نهاد های تبلیغاتی وابسته به آن و واقعیت های موجود دچار هرج و مرجی می شود که داستان نویس اگر بخواهد آن را به هر سمتی ببرد باز هم می توان ایراد های فراوانی به آن وارد کرد. کارگردان در این یک مورد بدون تقصیر است اما می توانست با اعمال نظر بر روی دست پخت فیلم نامه نویسانش، نتیجه را از این سردرگمی یا ریاکاری نجات دهد.


shack5فیلم ماجرای پدری است که دوران خردسالی وحشتناکی را سپری کرده و پس از سال ها دختر خردسال خود را در جریان یک کودک ربایی از دست می‌دهد و مدت ها نمی‌تواند با این موضوع کنار بیاید تا جاییکه لحظات زندگی‌اش با رنج و غم می‌گذرد تا اینکه بدون مقدمه نامه‌ای دریافت می‌کند تا به کلبه‌ای در جنگل، همان‌جا که دخترش به قتل رسیده برود. او در راه تصادف کرده و به کما می‌رود اما در رؤیا و فضایی روحانی گونه موفق می‌شود که بالاخره جنازه دخترش را پیدا کرده و آن را به خاک بسپارد. پس از به هوش آمدن از غم این فراق رهایی یافته و دوباره به کانون خانواده بازمی گردد. هدایت بازیگرها که چندتایی از آن‌ها نیز حرفه‌ای هستند ایرادهای اساسی دارد و صحنه آرایی ها و نوع فیلم‌برداری و رنگ فضا خصوصاً در قسمت‌های اصلی داستان یعنی جاییکه که پدر خانواده به دعوت ناشناسی عازم کلبه‌ای می‌شود که دخترش در آن به قتل رسیده اساساً اشتباه است. شاید او می‌خواسته ساخته‌اش با سایر فیلم‌های مشابه متفاوت به نظر برسد اما استعدادش در خلق فضایی جدید که قرار است ملکوتی بوده و بار معنوی زیادی را بر دوش بیننده بگذارد، درست عمل نکرده است. اصولاً دیالوگ‌های سنگین معنوی درخور، ردوبدل نمی‌شود تا تماشاگر را آماده سیر و سلوک در بارگاهی کند که حکمت‌های الهی در آن شناور است و شاید معنوی‌ترین فضای آشنا برای بیننده همان کلیسا است و دعاهای معمول درون آن که از آن هم آبی گرم نمی‌شود. شخصیت‌پردازی مردی که در کودکی پدر خود را کشته و اکنون به شکلی دل‌خراش دختر خاص و دلبندش را ازدست‌داده و در کشمکشی سرد میان بچه ی ناسپاس بودن و پدر مقصر بودن افسرده وار دست‌وپا می‌زند به‌درستی صورت نگرفته و حرکات و گفته‌های میان پدر و دختر در حد فیلم‌های نه‌چندان جدی کودک و نوجوان باقی می‌ماند. این باعث می‌شود تا بیننده، پدر خانواده را برای راه‌یابی به این فضای معنوی شایسته نداند و به این صحنه‌ها که البته از نظر فیزیکی کم‌اشتباه نیز نبودند به شکلی جدی خیره نشود. با توجه به آنچه گفته شد این اثر 20 میلیون دلاری آن‌قدر بی‌حس و حال بوده که حتی معتقدین مذهبی را هم تکانی نمی‌دهد تا چه رسد به کم خدایان ندانم گرا را. 

 

shack4

 

 

 

غزل از دماوند               12/09/1396                           

 

عالی بود

 یاسر از تهران               22/09/1396                           

 

خیلی نقد غیر منصفانه ای بود

 

فیلمم کن: حقایق را گفتیم یاسر جان.

آرش از آمستردام               23/09/1396                           

 

راستش با نقد شما الان من باید بگم که : والا چی بگم !!

دوست من نمیخوام بگم غیر منصفانه بود چون این فیلم بخصوص کلا" برای کسانی بهتر قابل درک و پذیرش هست که ایمان به مسبح دارن.میپذیرم که اگر من ایمان نداشتم به مسبح چیزی بهتر و مناسبتر از این نقد شما نمیتونستم بیارم، ولی خیلی عجیب این فیلم و دیالوگهاش تاثیر داشته بر خیلی از ایرانیهای مسیحی که که دیدم و حرف زدن در موردش. اصلا" قصد جسارت به آگاهی سینمایی شما نداشتم ولی این فیلم فقط و فقط برای فضای دیگریست و نه حرفه ای.

فیلمم کن: آرش جان ممنون که از زاویه ی دیگری به این فیلم و نقد نگاه کردی. اما اگر توجه کرده باشی ما به محتوای فیلم که چه چیزی را قصد دارد حکایت کند کاری نداشتیم. منظور ما این بود که این محتوا با ظاهری که به نمایش گذاشته بود همخوانی نداشت. من مسیحی نیستم اما فیلم های بسیاری را درباره او، معتقدانش و معجزات آنها دیده ام که از آن فیلم لذت برده ام و شاید تحسینش هم کرده ام نه به خاطر محتوای آن بلکه به دلیل رعایت اصول فیلم سازی مانند "آهنگ برنادت". فیلم حاضر خصوصا در بخش هایی که مرد به رویا می رود اصلا قادر نیست فضایی جدی و روحانی خلق کند تا تاثیر گذار شود حال چه کارگردان بخواهد یک مسیحی به شدت معتقد باشد یا ادای آن را دربیاورد. دیالوگ ها مهم هستند اما برای خوب و سرگرم بودن یک اثر سینمایی کافی نیستند و بایستی با سایر اجزای فیلم هماهنگ باشند. در ضمن اینکه من نتوانستم دیالوگ های پرمغز و سنگینی در این فیلم بیابم و فکر نمی کنم این به اعتقادات من بستگی داشته باشد.

هانا از تهران               28/10/1396                           

 

واقعا فیلم زیبا و پر مفهومی بود آرامش خاصی به آدم میده...انتقاد شما یکم غیر منصفانه بود

 منصور از تهران               01/11/1396                           

 

با سلام

من این فیلم رو نه یک بار بلکه دو بار دیدم. از نظر من واقعا خوب بود. پیام فیلم واقعا عالی بود. شاید از نظر خیلی ها که به دنبال فیلم هایی با مضموم اکشن و یا صحنه های خیالی هستند زیاد جالب به نظر نرسد ولی از نظر من واقعی بودن خیلی بهتر از انیمیشن هست. پیام فیلم واقعا روشن بود. از نظر من این فیلم بیشتر سعی در نمایش دادن جنبه های خوب انسانی بود تا حالت تجاری.
امیدوارم باز هم از این قبیل فیلم ها ساخته شود و کمک کند تا انسانهای بهتری شویم.

با تشکر

فیلمم کن: منصور جان ما هم از پیام شما تشکر می کنیم. اما پیام یک فیلم بخشی است که حتی ممکن است در اولویت قرار نگیرد. چراکه این امکان وجود دارد که هر کسی بنا بر مقتضیات، محتوای معنوی فیلم را به گونه ای تعبیر و برداشت نماید. اگر به پیام فیلم اهمیت بیش از حد لزوم داده شود پس خواندن کتاب کفایت خواهد کرد. فیلم هنر کار با تصویر است.

 بانو از تهران               02/11/1396                           

 

کاملا با نقدتون موافقم

فرهاد از تهران               14/11/1396 

                         

با سلام
دوستانی که نقاد حرفه ای هستند میدونن که هیچ محصولی قرار نیست رضایت همگان رو جلب کنه بلکه فقط روی بخشی از مخاطبات تاثیر میگذاره تازه اونم بستگی به مود مخاطب در ایام تماشای فیلم داره ممکنه یکی الان اینو اصلا نپسنده اما چندسال یا چند وقت بعد نظرش کاملا عوض بشه.
بهمین دلیل نمیشه خیلی روی نقدی که می نویسید و کاملا هم محترم هست اینقدر اصرار و تعصب داشته باشید. بنظر من هستند کسانی که حاضر نیستند چند دقیقه از این فیلم رو ببینند و در مقابل افرادی هم هستند که چندین بار اونو خواهند دید و به دیگران هم توصیه خواهند کرد. من خودم روانشناسم و قصد دارم با خانواده یکبار دیگه این فیلم رو ببینم و به همه دانشجویانم توصیه کردم اون رو ببینند چون معتقدم تاثیر اون روی بحث مهم قضاوت نکردن دیگران از صدها ساعت خوندن کتاب و نشستن پای سخنرانی و یا دیدن سریال های طولانی داخلی بسیار بیشتره
یاعلی...

 

فیلمم کن: فرهاد جان در مورد تغییر ذایقه آدمی به مقتضی زمان و حتی مکان با شما کاملا موافقیم هرچند که شما می دانید که آدم ها کمتر تغییر می کنند و اگر تغییری می بینید درواقع حقایقی است که در مورد آنها در طول زمان آشکار می شود. اما اگر شما به دلایل داشتن یک وابستگی شخصی مانند تخصص و یا شغل به محتوای یک فیلم سینمایی علاقه مند شده اید، دلیلی بر آن نیست که دیگران این اثر را مطابق بر استاندارد های مورد قبول در حرفه ی فیلمسازی بدانند. ما به موضوع فیلم هیچ ایرادی وارد نمی آوریم بلکه جان دادن به این سناریو از طریق تصویری را چندان درخشان نمی بینیم. محتملا شما دوست دارید که توجه دانشجویان را به موضوعات خاص روانشناسی معطوف کنید اما قرار نیست که ما اینچنین کنیم. ما به شدت به فضای روحانی و الهی ایجاد شده در فیلم اعتراض داریم و آن را مبتدی وارانه می پنداریم. کارگردان از پس بهم خوب متصل کردن بخش واقعی مانند و قسمت تخیلی داستان برنیامده است و از این رو تاثیرگذاری عمیقی را شاهد نیستیم. 

 

امیر از تهران               17/11/1396 

                         

این فیلم بسیار فیلمی پر محتوا و مفهومی و جالب بود . این فیلم برای کسانی که در عرفان سروکار دارن عالیه چون دین و مذهب و خدا و ... را توضیح داده بود
یاعلی...

 محمود از تهران               18/11/1396 

                         

در ابتدا از نقدتون تشکر میکنم و اینکه سعی کردین بر اساس دانسته ها و تجربیات خودتون در زمینه سینما و مباحث دیگه های نظیر مذهب و خانوده و...این فیلم رو مورد بررسی قرار دادین..اما دوست عزیز روی نقد شما نقد دارم و اونم اینه که به نظرم شما از نظر درک مفاهیمی چون خانواده،عشق ،خداشناسی و عرفان و سایر مفهومات انتزاعی و معنوی نباز به مطالعه و تجربه بیشتری دارین..نقد شما همانطوور که سایر دوستان اشاره کردن کمی غیر منصفانه یا خیلی غیر منصفانه هست. یکی از دلایل مهم این امر عدم توانایی شما در برقراری و درک خیلی از نکات و اشارات فیلم از طریق دیالوگها به مباحث خیلی مهم انسان شناسی و خداشناسی هست که هر کدام می توانند توسط اساتید علم و فلسفه و الهیات به طور بسیار دقیق توضیح داده شوند.با توجه به همین نکات لطیف و زیبایی که از طریق مکالمات یه انسانی که تحت آزمایش خیلی سختی قرار گرفته با خدای خودش یک حس همذات پنداری خوبی ایجاد میشه چرا که برای خیلی از ما انسان ها شرایط دردناک و سخت و تجربه های مشابه داستان فیلم پیش آمده و لذا نه تنها فیلم کسالت بار نبود بلکه تا لحظه آخر توجه بیننده را به خودش جلب میکنه .البته به قول یکی از دوستان شاید بعضی ها با توجه به شرایط و تجربیاتشون اصلا نتونند ارتباط برقرار کنند که فکر کنم شما یکی از اونها هستین یه هر حال این موارد رو احساس کردم که باید بگم.. برای شما آرزوی موفقیت میکنم..

 

فیلمم کن: ما هم متقابلا از شما تشکر می کنیم. پیام های دوستان خصوصا اگرچالشی بوده و با توضیح همراه باشه نوشته ها را خواندنی تر و مراجعه کنندگان را حساس تر می کند. همان چیزی که مطلوب ما نیز هست چرا که بهرحال خوانندگان ما حداقل نوشته ها را قابل خواندن و نظردهی دانسته اند. اما همانگونه که شما بهتر می دانید انبوهی فیلم در ژانر ها با موضوعات مختلف ساخته می شود و کسی که علاقه به نوشتن (نقد کردن) درباره ی آنها دارد نمی تواند متخصص همه ی این موضوعات بوده و یا اینکه برای سنجش فیلم ها دست به مطالعه ی عمیق درباره ی آنچه آنها مطرح می کند بزند. ما که نمی توانیم برای درک هر فیلمی کلی متخصص انسان شناسی و خداشناسی و غیره همراه خودمان به سینما ببریم و یا اینکه پس از دیدن هر فیلمی در جلسات بحث تخصصی حضور پیدا کنیم. این که یک فیلم بخواهد در مورد یک موضوع روحانی و یا خدایی صحبت کند دلیلی بر خوب بودن آن نیست درست مانند اینکه کسی یک نقاشی در مورد اینگونه مسائل بکشد اما هنر نقاشی کردنش چندان تعریفی نداشته باشد. شما متوجه منظور این نقاش به خوبی می شوید اما نمی توانید او را یک نقاش زبردست و اثرش را یک شاهکار معرفی کنید. ما فیلم ها را بنا بر تعریف یک فیلم سینمایی ارزیابی می کنیم در غیر اینصورت نیازی به دیدن فیلم نمی بود و مطالعه ی کتاب آن به مراتب تاثیرگذار تر جلوه می کرد.  

 

ماریا از شیراز               27/11/1396 

                         

به نظر من فیلم فوق العاده ای بود.حاضرم بارها ببینمش و به همه پیشنهادش کنم

 میثم از رشت               12/12/1396 

                         

پس نقد چی شد؟ من که در این متن نقدی ندیدم!!!!

بهزاد از اصفهان               17/12/1396 

                         

فیلم بسیار خوبی بود،بعضی وقتها روح و روان ما نیاز به پالایش داره و به نظرم این فیلم کمک زیادی میکنه.البته شاید به تمام سوالات ما جواب نده که قاعدتا همچین انتظاری حتی از فلسفه هم نمیتوان داشت.

مریم از تهران               20/12/1396 

                         

با سلام بنظر من این فیلم نبود الهام الهی بود و یک کار فوق العاده جذاب من بیش از شش بار دیدم و بازم حاضرم ببینم

 

فیلمم کن: مریم خانم تر خدا این کارو نکنید آنقدر فیلم های زیبای پر معنی وجود دارند که می توانید هم لذت ببرید و هم چیزی از آنها بیاموزید. این فیلم اگر چیزی در درونش بود مطمئن باشید که اسم و رسمی پیدا می کرد و یا اینکه کاندیدای یک چیزی در میان این همه جشنواره های کوچک و بزرگ سینمایی می شد. 

حسین از تهران               04/01/1397

                         

بنظر من اين فيلم پر از پيامهاي مثبت بود، اينكه خدارو تو همه اتفاقات زندگيمون مقصر ندونيم، اينكه ما حق انتخاب داريم كه خوب باشيم يا بد، ما هيچوقت حق قضاوت نداريم،تا وقتي وجود انسان از كينه نفرت و رنجش پر باشه هيچوقت طعم آرامش و آزادي رو نميچشه،اصلا ربطي به نوع مذهب نداره اينكه تو بدوني يه خدايي هست كه هميشه عاشقته و فقط خواهان آرامش انسانهاست.

فیلمم کن: چندان خود را درگیر پیام های یک فیلم نکنید. در اینصورت نیازی به دیدن فیلم نیست و باید سراغ کتاب بروید. ضمنا این چیز هایی را که به آن اشاره کردید ممکن است فقط شما دریافته باشید و دیگران چیز های متفاوت دیگر.

sabo از کرج               06/01/1397

                         

من اصلا کاری به تخصص سینمایی شما و ایراد های حرفه ای فیلم ندارم
اما موضوع اصلی فیلم به نظر من ربطی به دختر یا پدر این فرد نداره، فیلم میخواد یه چیزی رو به ببیننده انتقال بده، حال یه مقداری کم مایه هست برای انتقال اون مفهموم واقعی، اما دست و پا شکسته تونسته نشون بده
فیلم روح نداره و بی احساس ه و تکون نمیده و ..... به نظرم یه مقدار نقد شما تند و غیر منصفانه ای هست
داستان اکثریت افراد یک جامعه ست که خودشون رو یک جزء جدای از دیگران میدونند و اراده شخصی هر فرد باعث خرابی هایی در زندگیش می شه، رفتن در تاریکی ها، بخشش ها و ....
من شخصا اصلا به صحنه های کسل کننده فیلم که شما ازش یاد میکنید توجه نکردم، بیشتر موضوعی رو دنبال کردم که به خاطرش به سمت این فیلم کشیده شدم و در برابر دانشی که من در این باره دارم، سطحش پایین بود، اما برای کسی که در این زمینه آگاهی نداره یه جور هایی داستان رو کارتونی به تصویر کشیده.

فیلمم کن: ضمن سپاس از شما. فیلم در بخشی که پدر خانواده وارد دنیای دیگر می شود دارای پرداخت ضعیقی است که شما هم به آن اشاره کرده اید. کافی است که به نحوه ی بازی زن سیاه پوست و دو جوان حاضر دقت کنید. علت اینکه دوستان همه دارند دنبال پیام و انتقال آن می گردند بر ما روشن نیست. به همین خاطر شاید در دو منطقه ای هستیم که صدای همدیگر را به وضوح نمی شنویم.

شیرین از تهران               13/01/1397

                         

من با نقد شما تقريبا موافقم، اگرچه كه فيلم يه جورايي مي تونه الهام بخش، اميدبخش و آرامش دهنده باشه ولي گاهي صحنه ها، ديالوگ ها و بازي ها بسيار كودكانه بود، كه به جاي ايجاد حس و حال معنوي و ملكوتي، احساس غيرواقعي و مسخره بودن ايجاد مي كرد.
براي من هم فيلم از يه جايي به بعد بسيار خسته كننده بود،
اما بايد بگم كه من شخصيت، مهربوني، آرامش و تيپ و ظاهر و بازي پاپا برام خيلي دوست داشتني بود،
و نكته اي كه برام جالب بود و برام سوال ايجاد كرد اين بود كه اون دختر و پسر جواني كه همراه پاپا توي كلبه زندگي مي كردن هر دو چهره هايي آسيايي داشتن، دختر چشم بادومي و پسر با چهره و لهجه اي عرب طور! اين برام سوال بود و اگر كسي تفسيري از اون دارد خوش حال ميشم اينجا بنويسن تا منم بخونم.
در كل به نظر من اگر اين فيلم براي القا و تبليغ يك سري مفاهيم مذهبي و اعتقادي و معنوي ساخته شده، به نظرم خيلي براي رسيدن به اين اهداف در جامعه ي الان و ديد مردمان امروزي به مذهب، فيلم خيلي موفقي نساخته.

فیلمم کن: شیرین خانم ما هم با شما موافقیم.

 آلن دلون از شیراز               19/01/1397

                         

من فیلمو امروز به دعوت یکی از دوستان دیدم یه تضاد ایجاد میشه این وسط به دو دیدگاه دیدگاه اول اونایی که به ایمان مسیح و روابط بین سه شخصت اعتقاد دارن واونایی که فیلم رو از دید تجاری میبینن. از نگاه اول یه فیلم محشر هست چون یه سری موارد رو به خوبی توضیح داذه که به نظر من کمتر کسی میتونه اونارو به شما توضیح بده . از اون دیدگاه این فیلم یه بی حمتا است . دیدگاه دوم که بعد تجاری و نشناختن اون معنای واقعی فیلم هست شاید ایراداتی وارد بر فیلم باشه . ولی من ب شخصه فیلم رو دیدم وتحصین کردم

فیلمم کن: آقای دلون اشارات کلی و بسیار سربسته نشان از این میدهد که بیننده نیز چیز خاصی دستگیرش نشده و فقط از دیدن برخی موهومات که آنهم به شکلی نامتناسب به تصویر کشیده شده لذت برده است. در خوشبینانه ترین حالت اگر این فیلم را یک اثر محتوا محور هم در نظر بگیریم بازهم آنقدر حفرات در درون همان محتوا وجود دارد که آن را بی ارزش نشان دهد. ما تا آنجا که یک نوشته ی کوتاه اجازه می دهد در مورد آن نوشته ایم. اینکه یک انسان توسط یک نامه ی به ظاهر واقعی که از آن دنیای دگر پست شده، در توهم به همان دنیا فقط در خیال کما گونه می رود با یکدیگر جور درنمی آید. ضمنا رسیدن به برخی حالات فرا جسمانی و متصل کردن آن به مسیحیت و تعالیم آن خصوصا در زمان فعلی کجایش قابل تحسین و بی همتا است.

 سارا از کرج               23/01/1397

                         

این فیلم دوست داشتم. اینکه به یه اثر بگیم فاقد ارزش برای نقد درست نیست. خیلی فیلم های مطرح دنیا شعارهای فلسفی خوبی دادن ولی این فیلم اصلا حوصله سر بر نبود و جواب های لازم درباره ی حکمت و باور خدا رو بهمون میده. حس فیلم بعد از دیدنش آرام بخش بود. من حاضرم بازم این فیلم ببینم ولی رشته خیال یا لوگان نبینم. بخشش رو میشه بعد از دیدن این فیلم دید. بله ساختن فیلم از روی کتاب سخته و بارها دیدیم کتاب های خوبی مثل بار هستی وجود دارن که فیلمشون خوب نبوده. من کلا فیلم های ریت بالای 6 دنبال می کنم. ما فیلم های ریت 8 داریم که اصلا راضیمون نمی کنه. از همه ی فیلم سازها نمیشه انتظار داشت کوبریک. دارونوفسکی. تارانتینو یا اسکورسیزی یا وودی آلن باشن.

فیلمم کن: سارا جان ضمن سپاس از پیامت بایستی اشاره شود که برشمردن ضعف های یک فیلم به معنای نفی سازنده و استعداد های وی نیست. همه می دانیم که بسیاری از خالقان آثار سینمایی با خواندن نظر منتقدین تاثیر گرفته و بر کیفیت کار های بعدی خود می افزایند. البته منظور منتقدین ایرانی نیست چرا که به دلیل فقدان بازار رسمی آثار هالیوودی و خارجی در ایران طبیعتا نظر آنها اهمیت نداشته و فقط برای معدود فارسی زبانان علاقه مند به خواندن نقد فیلم ها نگاشته می شود. از طرف دیگر چون ما فیلم ها را رایگان و بدون دردسر می بینیم به نقد ها بعنوان ملاکی برای رفتن به سینما و یا نرفتن نگاه نمی کنیم و همانگونه که با دقت به فیلم نگاه نکرده ایم، نقد هایی که در نگارش آنها تامل بسیار شده است را نیز به دقت نمی خوانیم.

اما در مورد این فیلم ما کمی از اینکه دوستان براحتی ذهن خود را در اختیار ساخته های ریاکارانه و سطحی قرار می دهند و شیفته ی آن ها می شوند دلخور هستیم. آثار بسیار زیبا، راستین با محتوای عالی و به فکر فرو برنده وجود دارند که برخی از آنها در همین وب سایت به نقد کشیده شده اند اما دریغ از یک اظهار نظر. درحالیکه فیلم حاضر نه تنها به لحاظ معیار های فیلم سازی دارای نواقص بسیار است بلکه با استفاده نادرست از احساسات طبیعی آدمی نسبت به روابط خانواده قصد دارد که با مغالطه مفاهیم جعلی را به خورد آنها دهد.

 نصرالله از نورنبرگ               27/01/1397

                         

یک فیلم فوقالعاده جذاب و دیدنی بود که سعی داشت به یکی از اساسی ترین پرسشهای بشر در مورد خدا توضیح بده. و آن بی عدالتی هایی است که در این دنیا توسط ما انسانها اتفاق میافتد و ما آن را به خداوند نصبت میدهیم.
البته نقد شما از نظر تکنیک های سینما در مورد این فیلم شاید وارد باشه اما برای من بسیار جذاب بود و دوست دارم دیدن این فیلم را برای دوستانم پیشنهاد کنم.

به جرات میتونم بگم ک این فیلم یکی از بهترین فیلم هایی بود ک تا به حال دیدم.
موفق باشید.

فیلمم کن: نصر الله عزیز ممنون از پیامتون. متوجه رابطه ی اساسی ترین پرسش در مورد خدا و بی عدالتی با منشاء انسانی نشدیم.

 ستاره از کرج               02/02/1397

                         

سه بار تا حالا این فیلمو دیدم و هربار انگار روحمو شارژ کرده. عالی بود و به همه توصیه میکنم نگاه کنن. حتما به زبان اصل هم ببینن فیلمو. متاسفانه نقدتون به گونه ای بود که اگه ایرانی نبودین با خودم میگفتم رقیب کاری طرف هستین

طاهر از شیراز               03/02/1397

                         

اصلا این نقد بود ، چقدر بهت پول دادن اینطور نقد کنی دارم برای با دهم میبینم و هنوز تازگی قبل رو داره جوری که با فیلم گریه کردیم و با فیلم خندیدم، بیشتر نظر شخصی شما بود تا نقد.

 

فیلمم کن: چگونه هست که شما 10 بار این فیلم را دارید می بینید اما نمی توانید یک پاراگراف کوچک متقاعد کننده اندر باب نقاط مثبت این فیلم برای خوانندگان بنویسید و یا اینکه دلایل شما برای اینکه این نوشته نقد نیست چیست.

 صبا از کرمانشاه               08/02/1397

 

  فیلم قشنگی بود بنظر من. نقدتون منصفانه نبود.                       

 جمشید از تهران               09/02/1397

 

این که نقد نبود تخریب بود فقط خودت آنرا قبول داری .کمی تفکر کن تا انرژی ات هدر ندره

سعید از مشهد               19/02/1397

 

فیلم قشنگی بود اثر گذار با دخترم دیدم دوباره هم میخوان با همسرم نگاه کنم

کرامت  از تهران               26/02/1397

 

سلام
دوست عزیز نقد شما رو خوندم، نمی دونم بر چه مبنایی نقد فرمودید، نقد بر اساس فرم یا محتوا
اما نکاتی رو لازم می دونم خدمت شما عرض کنم
از منظر محور عمودی: خط داستان خوب و یک دست جلو میره، از نظر دقایق تنفس و وقت پر کن زیاد شاهد همچین صحنه هایی نیستیم که فیلم رو کند و یکنواخت کرده باشه، اگر به دنبال تطبیق با متون دینی هم باشیم، فیلم خیلی قشنگ به جای تعریف نماد سازی های مرسوم در کتب کلامی به تبیین این امور پرداخته (حتی میشخ توصیه کرد به جای مطالعه کتاب پیرامون شرور در عالم هستی، تقدیر و سرنوشت، این فیلم رو نگاه کن)
البته فیلم خالی از اشکال نیست حداقل در زمینه فرم و شکل که رابطه مستقیم با محتوا داره
به قول صائب تبریزی:
لفظ و معنی را به تیت از یکدگر نتوان برید
کیست صائب تا کند جانان و جان از هم جدا
اهالی سینما لفظ و معنی در این بیت صائب رو فرم و محتوا ملاحضه کردن اما نقدی که از لحاظ فرمی به این فیلم وارده و منجر به مخدوش شدن محتوا موضوع هم شده اینه که وقتی داریم از یک مفهوم انتزاعی به نام خدا صحبت می کنیم و قراره اون رو در قالب یک نماد انسانی به بشر معرفی کنیم باید تا جایی که میشه از نخیلات کاذب پرهیز گنیم چرا که به باور مخاطب در درک فیلم لطمه می زنه، اتفاقا در کتب علل گرایش به مادیگری یا همون متریالیسم متکلمین میگن که دلیل رویگردانی مردم از مسیحیت همین معرفی انسان گونه و مادی خدا به مردم بوده و اموری رو به خدا نسبت می دادند که هیچ تطابقی با اون خدای انسان گونه نداشت، چیزی که در اواخر این فیلم شدیدا تو ذوق می زنه
در جواب نقد یکی از دوستان که قرمودند برخی از گفت و گوهای موجود در فیلم بارقه فلسفی داشته فرمودید گه ببخشید که من همچین چیزی در فیلم کشف نکردم
فقط به چند نمونه جهت اطلاع بسنده می کنم
در دقایق اولیه فیلم وقتی دختر تلاش مصرانه خانواده برای رفتن به کلیسا رو مورد استهزا قرار میده و میگه اون چه خدایی هستش که باید برای ابراز علاقه بهش به کلیسا رفت یا وقتی بابت آسیبی که به یک کودک وارد میشه میگه پس خدای شما نباید هم اونقدر مهربون باشه بیان دغدغه های فلسفی کودکان هست که در کشور ما مورد توجه قرار نمی گیره و با تمسخر و جواب های کشکی از کنارش رد میشیم
کاش به جای بازنشر و ترجمه نظرات منتقدین خارجی، نظر واقعی خودمون رو ابراز می کردیم اون هم مستدل و با ادله
من از لحاظ اخلاقی برای خودم دچار جالش وجدانی میشم اگر کسی رو به ندیدن این فیلم توصیه کنم

 

فیلمم کن: جملاتی که در توصیف و آنالیز فیلم‌ها در این وب‌سایت ملاحظه می‌فرمایید کاملاً متعلق به نویسنده هستند یعنی برآمده از سالیان درازی دیدن فیلم و دقیق شدن به آن‌ها. حتی کلمه و یا عبارتی از آن نه کپی‌برداری، نه ترجمه، نه الهام گرفته و نه حتی برداشت آزادی است از سایر نقدهای ایرانی و غیر ایرانی. اصولاً برای اینکه نظر خود را درباره‌ی فیلمی در این وب‌سایت کاملاً شخصی به اشتراک بگذاریم، قبل از آن، به‌هیچ‌عنوان هیچ نوشته‌ی نقد گونه‌ای را در مورد فیلم موردنظر نمی‌خوانیم چراکه ناخودآگاه تأثیر خود را بر ذهن خواهد گذاشت و ما را از بیان دیدگاه متعلق به خود دور خواهد کرد و اگر این‌چنین کنیم به‌زودی همگان متوجه خواهند شد که این اندیشه متعلق به ما نیست. خواهش می‌کنم سایر نوشته‌های این سایت را نیز مطالعه و مقایسه بفرمایید.


اما کرامت جان از اینکه شما لطف کرده بودید و نظر خود را نسبتاً مشروح و مزین به شعر پرمعنی صائب بیان کرده بودید خیلی خوشحال شدیم. خیلی از دوستان به دلیل علاقه شخصی به یک فیلم ممکن است که نظرات متفاوت را برنتابند و خیلی کوتاه و بی‌دلیل منتقد و یادداشتش را نفی کنند. این موجب خواهد شد تا خوانندگان نتوانند قضاوت صحیحی از هر دو طرف داشته باشند.

اما در مورد بیت زیبایی که آورده بودید. جالب اینجاست که مشکل ما درباره این فیلم دقیقاً همانی است که شما و صائب تبریزی که علاوه بر ذوق ادبی دستی در حکمت و فلسفه داشت، به آن اشاره کرده‌اید. در حقیقت با آوردن این بیت بر گفته‌ی ما صحه گذاشته‌اید.


                                              لفظ و معنی را به تیغ از یکدگر نتوان برید             کیست صائب تا کند جانان و جان از هم جدا


اگر مصرع اول را یک نمونه و ممثل برای مصرع دوم در نظر آوریم می‌توانیم اشاره‌ی مصرع دوم به عشق و اتحاد عاشق و معشوق را دریابیم. آنجایی که این دو یکی می‌شوند و امکان جدایی حتی با تیغ هم میسر نیست. همان‌گونه که هر لفظی برای معنایی ویژه وضع می‌گردد و نمی‌توان دال و مدلول یا لفظ و ملفوظ را از یکدگر جدا کرد و جانان که همان معشوق باشد را نمی‌توان از جان یا روح عاشق جدا کرد. در فیلم موردبحث آن‌چنان فرم (لفظ) و معنی (محتوی) از یکدیگر فاصله دارند که اصلاً هیچ دلباخته‌ی فیلمی (جان) نمی‌تواند آن دو را به یکدیگر متصل کند تا چه رسد که بخواهد آن دو را با تیغ (نادانی منتقد به ظن خیلی‌ها) از یکدیگر جدا کند. پیش‌تر هم اشاره‌شده است که یک نقد در جامع‌ترین شکل خودش بازهم می‌تواند یک نظر شخصی باشد و نظر نویسنده درباره‌ی این اثر بیشتر به فرم نتراشیده و نخراشیده‌ای است که حتی نتوانسته بازی بد هنرپیشه‌ها، گسست‌های داستانی و تحول جاهلانه‌ی روحی نقش اول فیلم را از دیده‌ها پنهان کند. لطفاً به بازی پسر و دختر جوان و لبخند مسخره‌ی دائمی زن سیاه‌چرده‌ی درون فیلم دوباره دقت کنید.


اگرچه ما به محتوای داستان چندان ایرادی نگرفته بودیم و معتقدیم که یک اتفاق ولو غیر خارق‌العاده می‌تواند کسی را زیروزبر کند (آشنایی شمس و مولوی) اما نیاز به یک پیشینه برای متعالی کردن درون انسان ضروری خواهد بود. به‌عنوان‌مثال سال‌ها مطالعه. اما اینکه شخصی ناگهان با از دست دادن دختر کوچکش متوجه جهان ماوراء طبیعت شود آن‌هم با این فرم که هیچ پیشینه‌ای را به نمایش نمی‌گذارد مضحک به نظر می‌رسد. آیا شما می‌توانید میان آورنده‌ی آن نامه که ممکن است خدا باشد یا قاتل آن دختربچه که ظاهراً در عالم ممکنات رخ داده است و آنچه پدر آن دختر در عالمی دیگر (مثلاً عالم عیب) انجام می‌دهد یک ارتباط منطقی برقرار کنید. با یکی دو جمله که شما اشاره‌کرده‌اید که از جنس فلسفی هستند این امر ممکن نخواهد شد.


ما نوشته‌ی کوتاهی بر این فیلم گذاشتیم چون این اثر ارزش نقد ساختاری را دارا نبود. شاید می‌بایست مانند بسیاری که این اثر را لایق نوشتن ندانسته و آن را نادیده گرفته بودند می‌کردیم. اما به‌هرحال مقصود ما از اینکه آن را در "نباید دید" جای‌داده‌ایم به این دلیل است که یک علاقه‌مند به آثار سینمایی و سریال‌های تلویزیونی قادر نخواهد بود که تمامی تولیدان سینمایی و تصویری را به تماشا بنشیند. پس چه‌بهتر آن است برای استفاده‌ی بهتر از وقت به دیدن کارهای ارزشمندی که کم نیستند بپردازد.


 

میترا از تهران               01/03/1397

 

شاید شما یک فیلم ساز باشی و از زاویه ی درک و شناخت خودتون این فیلم رو نقد کنید...اما من به عنوان یک بیننده بی نهایت لذت بردم از تماشای این فیلم و باز هم تماشا میکنم...تا جایی هم که دیدم اکثر نظرات راجع به این فیلم مثبت بود....پس توصیه میکنم اگر شما دستی در کار سینما دارید به نظرات بیننده ها به عنوان یک جامعه آماری واقعی احترام بزارید و اطمینان کنید و متوجه خواست اونها بشید....

 

فیلمم کن: میترا جان ما هم مانند شما بیننده کاملا عادی سینما هستیم منتها علاقه و توجه مان به فیلم از حد معمولی کمی بیشتر است.

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

Template Settings

Color

For each color, the params below will give default values
Purple Cyan Golden Green Yellow

Body

Background Color
Text Color
Layout Style
Select menu
Google Font
Body Font-size
Body Font-family
Direction