معرفی, نقد و بررسی فیلم بی گناهان The Innocents

 

ماجرای فیلم بی‌گناهان The Innocents

3جنگ جهانی دوم تازه به انتها رسیده است و ماتیلدا Mathilde دانشجوی پزشکی به همراه تیمی تحت پوشش صلیب سرخ فرانسه به لهستان می‌رود تا به اسرا و بازماندگان فرانسوی مجروح کمک پزشکی کند. روزی یک راهبه جوان که در صومعه‌ای نزدیک آنجا اقامت دارد به کمپ آنان آمده و از او درخواست می کند که برای کمک همراهش برود. ماتیلدا از او می‌خواهد که از صلیب سرخ لهستانی کمک بخواهد اما با اصرار راهبه همراه او به صومعه می‌رود. در صومعه ماتیلدا موفق می‌شود که راهبه ی دیگری به نام زوفیا Zofia که در حال وضع حمل در شرایط اضطراری است را با عمل سزارین نجات دهد. در این حین به گفته مادر روحانی صومعه (ارشد راهبه ها) درمی‌یابد که مادر جوان به دلیل بارداری خارج از ازدواج از طرف خانواده طرد شده و صومعه به او پناه داده است. مادر روحانی از حضور ماتیلدا در دیر ناراحت است اما چاره‌ای جز قبول درخواست ماتیلدا برای سرکشی دوباره به مادر جوان و نوزادش را ندارد. فردای آن روز هنگامی‌که ماتیلدا برای سرکشی و تزریق آنتی‌بیوتیک به صومعه برگشته بود از طریق دستیار مادر روحانی یعنی خواهر ماریا Maria که فرانسه را خوب صحبت می‌کند متوجه می‌شود که مادر روحانی بدون اجازۀ مادر نوزاد را از صومعه خارج کرده و به عمه‌ی زوفیا سپرده است. مادر روحانی به‌شدت به قوانین سخت‌گیرانه‌ی صومعه پای بند است و علاقه‌ای به دیده شدن یک غریبه در صومعه توسط دیگر راهبه ها را ندارد. در هنگام خروج، ماتیلدا به راهبه بیمار دیگری برمی‌خورد که او نیز باردار است. به‌زودی از زبان مادر روحانی می‌شنود که در ابتدا از دست آلمانی‌ها زیاد رنج کشیده اند و بعد از آن سربازان روسی نیروی متفقین بارها به زنان صومعه تجاوز کرده که تعدادی حامله شده‌اند. ماتیلدا پیشنهاد می‌کند که از صلیب سرخ لهستان کمک بگیرند اما به خاطر حفظ آبروی دختران و تعطیل نشدن صومعه این پیشنهاد رد می‌شود. ماتیلدا درمی‌یابد که او تنها کسی است که می‌تواند به صومعه رفت‌وآمد کند و به آن‌ها کمک کند.


10در صومعه ماتیلدا می‌خواهد به معاینه سایر راهبه بپردازد اما بیشتر آنان تحت قوانین مذهبی که نباید کسی آن‌ها را لمس کند از آن سر باز می‌زنند. ماتیلدا شب‌هنگام موقع برگشت توسط سربازان روسی متوقف می‌شود و در آستانه‌ی تعرض به او فرمانده روسی سر می‌رسد و او را نجات می‌دهد و وی مجبور می‌شود به صومعه بازگشته و شب را در آنجا سپری کند. فردای آن شب سربازان روسی دوباره برای تعرض به راهبه ها به صومعه هجوم می‌آورند اما این بار با تدبیر ماتیلدا که شیوع بیماری واگیردار و خطرناک تیفوس را عنوان می‌کند، آن‌ها را ترسانیده و از صومعه بیرون می‌کند و بابت این کار مورد تقدیر فراوان راهبه ها قرار می‌گیرد. پس‌ازاین واقعه ماتیلدا متوجه می‌شود که حتی مادر روحانی ارشد نیز از این تعرض‌ها در امان نبوده و به سفلیس پیشرفته مبتلاست. او نیاز به دارو دارد که در دسترس نیست و مادر روحانی خودش نیز چندان حاضر به معالجه نمی‌باشد. در این هنگام یکی از راهبه ها نوزاد خود را به دنیا می‌آورد و ماتیلدا و خواهر ماریا تصمیم می‌گیرند به‌دوراز چشم مادر روحانی آن نوزاد که مادر واقعی‌اش آن را نمی‌خواهد جای بچه‌ی زوفیا (اولین راهبه ای که زایمان کرده بود و طفلش را ازش گرفته بودند) جا زده و به او بدهند.

 

4فرمانده فرانسوی به افراد صلیب سرخ اعلام می‌کند که تا پایان ماه آنجا را ترک خواهند کرد و ماتیلدا در اندیشه راهبه هایی است که نیاز به مراقبت و کمک وی دارند. اوضاع برخی از راهبه ها در صومعه بحرانی می‌شود و ماتیلدا مجبور می‌شود که پزشک مرد همکارش را که به او اعتماد دارد به صومعه ببرد. مادر روحانی علی‌رغم میل باطنی‌اش او را می‌پذیرد و آن‌ها مشغول رسیدگی به بیماران و زایمان می‌شوند. مادر روحانی متوجه وجود نوزاد پنهان شده می‌شود و خواهر ماریا را به خاطر دروغ‌گویی و پنهان‌کاری سرزنش می‌کند. طفل را از مادر جدا کرده و در خارج از دیر آن را بر سر راه قرار می‌دهد. زوفیا که از غم دوری فرزندی که نمی‌داند طفل خودش نبوده غمگین است و خود را از پشت‌بام به پایین پرت کرده و جان می‌سپارد. خواهر ماریا با مادر روحانی بر سر قوانین ضد انسانی صومعه و شرایط موجود درگیری لفظی پیدا می‌کند و موافق این نیست تا چند نوزاد دیگری که تازه متولد شده‌اند را از دیر خارج کند و سر راه بگذارد. راهبه ها از ماتیلدا کمک طلبیده و او هم نقشه‌ای طرح کرده و درحالی‌که تعدادی بچه‌ی چندین ساله‌ی بی‌سرپرست را به همراه دارد به هنگام صرف ناهار به دیر می‌آید. او از مادر روحانی و سایر راهبه ها می‌خواهد که به‌جای طرد بچه‌ها به این قوانین خشک و احمقانه‌ی مذهبی بی‌تفاوت بوده و بچه‌های نامشروع و بی‌سرپرست را در صومعه زیر چتر حمایت خود قرار دهند. مادر روحانی آن را نمی‌پذیرد اما دیگران را در این کار مختار می‌گذارد. راهبه ها تصمیم به نگاهداری بچه‌ها می‌گیرند و پس از شش ماه محیط خشک صومعه محلی با طراوت و سرزنده برای همه می‌شود. ماتیلدا به فرانسه برمی‌گردد، یکی از راهبه ها صومعه را برای زندگی بهتر ترک می‌کند و مادر روحانی در بستر بیماری با قلبی سخت شده وذهنی پر از شرمساری منتظر مرگ می‌ماند.

 

نقد و بررسی فیلم بی‌گناهان The Innocents

8فیلم "بی‌گناهان" قلب آدم را نمی‌لرزاند، چشم کسی را تر نمی‌کند، احساسات را برنمی‌انگیزد، حواسمان را پرت نمی‌کند و حتی کسی را هم غمگین نمی‌کند اما بااین‌وجود مرا مجبور کرد تا آن را تحسین کنم. فیلم خیلی سریع و بدون مقدمه بر سر موضوع اصلی می‌رود و علاقه‌ای به تعریف کردن حواشی و اتلاف وقت ندارد. از درد و مصیبت ملتی می‌گوید که بیشترین رنج را در جنگ جهانی دوم متحمل شدند (لهستانی‌ها) اما نه به‌رسم گذشته. این بار عده‌ای خاص (راهبه های یک صومعه) که کمترین صدمه را از جنگ متحمل شده‌اند و کسانی که ظاهراً برای نجات آن‌ها آمده بودند (سربازان روسی) هدف قرارگرفته‌اند. زنانی که زندگی‌شان معصوم وارانه اختصاص به خدا، ستایش و خشنود کردن او پیدا کرده است و تصور می‌کنند که ارتباط داشتن با سایر بندگان، آن‌ها را از عبودیتشان محروم می‌کند. آن‌ها در دنیای محصور خودشان و در پناه خدایی که سعی دارند او را بیشتر از آن خودشان کنند از موج‌های ویرانگر جنگی که جز بدبختی و گرسنگی چیزی بر جای نگذاشته بود به دور بودند. این فیلم این بار غافلگیرانه به مصیبت مردم عادی و همچنین به جنایات ارتش آلمان و نیروهای گشتاپو و اِس اِس و کوره های آدم سوزی نمی‌پردازد. آفرین گفتن به این فیلم از این بابت هم هست که دیدم چگونه به فرآیند سنگ شدن دل انسان‌ها در اثر تکرار و غرق شدن در تصورات اشتباه و توهمات و کمک گرفتن از غریبه‌ها از ترس بی‌آبرویی در جمع هم‌زبانانی که خود ممکن است چندان آبرویی نداشته باشند اشاره شده است. بااینکه تابه‌حال خیلی بر روی صندلی‌های سینمایی نشسته‌ام که فیلم‌های جنگی و فجایع مرتبط با آن را نمایش داده است اما هرگز این یک صندلی خاص را امتحان نکرده بودم تا از این زاویه چهره‌ی دیگری از آن را ببینم.

14کارگردان فیلم، مسحور قصه‌ی فیلمی شده است که خود در نوشتن آن سهیم است. بیان این واقعیت که برخی وقف‌شدگان مذهبی در جریان جنگ جهانی دوم در کنج عافیت دیرها و صومعه‌ها نیز مصون نبوده‌اند و آنان نیز طعم تلخ عواقب جنگ را کمی چشیده‌اند، در اولویت کار او قرار گرفته است (هرچند که خیلی معتقدند این‌ها در مقابل رنجی که مردم عادی کشیده‌اند هیچ است). او تلاش نکرده که فیلم را سوزناک کند تا از این رهگذر اشک بیننده را درآورد و کارش را جذاب جلوه دهد بلکه مقصودش را بر عریان کردن واقعیتی استوار کرده که به نظر او افکار جهانی آن را سالیان زیادی است که نادیده گرفته‌اند. از این بابت مشخص است که کارگردان به بازی احساسی و درونی، واضح کردن عقبه‌ی شخصیت‌ها، صحنه‌پردازی خاص، بازی با نور و داستان‌های فرعی در این اثر اعتقادی ندارد و نقاط ضعف اجتناب ناپذیر فیلم هم در همین موارد است که امیدوار است تماشاچی خردمند فیلمش، قصور عمدی او را درک کند. وی تعدادی زن درمانده را نشان می‌دهد که تا پایان یکی از بزرگ‌ترین و خونین‌ترین جنگ‌هایی که دنیا به خود دیده است، ظاهرا در میان دیوارهای ضخیم یک صومعه از گلوله و ترکش‌های بمب‌ها در امان مانده‌اند اما نه این دیوارها و نه اعتقاد محکمشان به الطاف الهی توانسته است آن‌ها را از آتش شهوت مردان جنگجو چه دوست چه دشمن برهاند. "آن فونتینه" کارگردان Anne Fontaine خواسته که مخلصانه (البته به روش اروپایی) نشان دهد که چند راهبه ی گرفتار میان تعصب، خودخواهی، ایمان، تجاوز، بی‌آبروئی، غضب کردگار و قوانین دینی نهایتاً به همه‌ی آن‌ها یا پشت پا زده و یا آن‌ها را فراموش می‌کنند و به مهربانی به سایر ابنای بشر آنان که کوچک‌اند و هنوز سر از این اصطلاحات درنمی‌آورند مشغول می‌شوند. از خواندن دعاهای تکراری در میان سردابه های تاریک کم کرده‌اند و به تیمار بچه‌های بی‌سرپرست مشغول شده‌اند. غذای خود را با آنان قسمت می‌کنند و به‌جای اینکه خدای خود را خرسند سازند سعی می‌کنند که بندگان بیچاره‌ی او را خشنود کنند. فیلم از بازی‌های تأثیرگذار و درخشان برخوردار نیست و همچنین جملات ردوبدل شده میان شخصیت‌ها عمیق و سنگین نبوده و ساده به نظر می‌رسد اما نمی‌دانم چه سحری وجود دارد که از تمام این ساده‌انگاری‌ها، معنای پیچیده‌ی تکان‌دهنده و عاقبتی روشنگرایانه ی کمیاب بیرون می‌آید.


6پس‌ازاینکه فیلم به انتهای خود نزدیک شد متوجه شدم که اشتباه می‌کرده‌ام (در پاراگراف بالا می‌توانید متوجه آن شوید) و مقصود داستان‌سرایان و کارگردان فیلم نشان دادن گرفتاری و محنت راهبه های صومعه‌ای در لهستان و در خلال جنگ جهانی دوم نبوده است. قصد آنان نشان دادن تفاوت میان دو ایمان است. ایمانی مذهبی که نهایتاً به سنگ دلی، بی‌کسی و جنایت می‌رسد (مادر روحانی ارشد) و ایمان به وظیفه و انسانیت (ماتیلدای پزشک) که شادمانی و رستگاری را به همراه دارد. آن‌ها نشان دادند که صومعه‌ای که مردم عادی و نیازمندان به آن راهی ندارند، خدا و فرشتگانش هم پشت درب آن می مانند و به درونش راهی پیدا نمی‌کنند. اعتقاد و سر سپردن به قوانین صومعه نتوانست فرشته‌ای را برای مرهم نهادن به زخم‌های راهبه های معتقد به روی زمین بیاورد، در عوض از همین نزدیکی‌ها ماتیلدای بدون اعتقاد پیدایش شد تا زنان و دختران رنج‌دیده از قوانین خشک دیر و ناجوانمردی سربازان را از تداوم این سختی‌ها نجات دهد. او توانست دل‌هایی را که مانند بید بر سر ایمانشان می‌لرزیدند را به آرامش برساند مگر آن یکی، که سفلیس امانش را بریده بود.

 

دیوارهای صومعه چه بلند ......     اندیشۀ ساکنینش چه کوتاه

دیوارهای صومعه چه سخت ...... مشت‌های ساکنینش چه سست

 

 

       

1

 

 

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

Template Settings

Color

For each color, the params below will give default values
Purple Cyan Golden Green Yellow

Body

Background Color
Text Color
Layout Style
Select menu
Google Font
Body Font-size
Body Font-family
Direction