معرفی, نقد و بررسی فیلم ساحره The Witch

 

ماجرای فیلم ساحره The Witch

در قرن هفدهم میلادی در نیوانگلند (منطقه‌ای متشکل از چندین ایالت آمریکا است که گروهی از مسیحیان پروتستان از انگلستان به آنجا مهاجرت کرده و ساکن این منطقه شده‌اند) ویلیام William ، پدر یک خانواده‌ی 5 نفره که به‌شدت مذهبی بوده تا آنجا که کلیسا و خادمین درون آن را گمراهانی بیش نمی‌شمرد به جرم نافرمانی از کلیسا و کشیشان از دهکده طرد می‌شود. او به همراه زنش کاترین Katherine ، توماسین Thomasin دختر نوجوانش که بزرگ‌ترین فرزند اوست، پسر نوجوان و در حال بلوغ، کالب Caleb و دوقلوهای ناهمسان کوچکشان مرسی Mercy و جونزJonas پس از ترک دهکده در کنار یک جنگل بزرگ اقامت کرده و مزرعه‌ی کوچک خودشان را آنجا درست می‌کنند. در آنجا و پس از گذشت چندین ماه پنجمین فرزند خانواده به نام ساموئل Samuel به دنیا می‌آید. یک روز که توماسین با کودک در کنار جنگل مشغول بازی است ناگهان بچه ناپدید می‌شود. ساحره ای در جنگل کودک را به کلبه‌ی خود برده، او را می‌کشد و با خون و چربی کودک پمادی ساخته و آن را به تن و بدن خود می‌مالد که با این کار در هوا می‌تواند شناور شده و پرواز کند. مادر با از دست دادن کودک، مریض شده و به بستر می‌افتد. پدر در پرورش محصولات کشاورزی چندان موفق نیست و اوضاع غذایی خانواده خراب است و برای شکار با پسر نوجوانش علی‌رغم اخطار خود و مادر خانواده به درون جنگل می‌روند اما دست‌خالی برمی‌گردند. اتفاقات عجیبی شروع می‌شود، تخم‌مرغ‌هایی که بلافاصله به جنین جوجه تبدیل می‌شوند، بز سیاه خانواده به نام فیلیپ سیاه Black Philip ظاهراً با دوقلوها صحبت می‌کند، برخی اشیا در خانه گم می‌شوند و متهم شدن توماسین از جانب دختر کوچک به جادوگری.


f4زن و شوهر با توجه به اعتقادات سخت مذهبی خود بیشتر اتفاقات را به مشیت الهی ربط می‌دهند. مادر ولی از عملکرد و تصمیم شوهرش در ترک کردن جامعه‌ی دهکده ناراحت است و شب‌هنگام در تختخواب به شوهرش از فرستادن توماسین به‌عنوان خدمتکار در نزد خانواده‌ای سخن می‌گوید. بچه‌ها این مکالمه ناخوشایند را شنیده و کالب برای کمک به خانواده صبح زود برای شکار عازم جنگل می‌شود. توماسین متوجه شده و او نیز به همراه او به داخل جنگل پا می‌گذارد. آن‌ها از یکدیگر جدا افتاده و پسر مسیرش به کلبه‌ی ساحره که در شمایل یک زن جوان اغواگر ظاهر شده است می‌افتد. دختر توسط پدر پیدا می‌شود ولی کالب ناپیدا است. کاترین با شوهرش در مورد وضعیت خراب خانواده به‌سختی مشاجره می‌کند. در همین هنگام کالب بدون لباس و با حالی عجیب و بیمارگونه جلوی درب کلبه پدیدار می‌شود. بلافاصله تحت مراقبت مادر و خواهرش قرار می‌گیرد. اتفاقات عجیب ادامه پیدا می‌کند و بز ماده به‌جای شیر خون تحویل می‌دهد. حال کالب وخیم‌تر شده، در بستر بیماری حرف‌های عجیبی می‌زند. دعاهای خانواده کارساز نمی‌افتد و کالب درحالی‌که از عیسی به‌عنوان عشقش حرف می‌زند ناگهان می‌میرد. والدین او مطمئن می‌شوند که دست جادوگر و یا نفس شیطانی در کار است. دختر کوچک خانواده توماسین را جادوگر معرفی می‌کند و مادر و پدر تحت تأثیر حرف‌های مرسی کوچک به او ظنین می‌شوند. پدر از کاترین می‌خواهد که اعتراف کند تا از این طریق از طلسم جادوگر خلاص شوند اما کاترین به بی‌گناهی خود اصرار کرده و مرسی دختر کوچک خانواده را با توجه به ظواهر امر شیطان معرفی می‌کند.


f6ویلیام پدر تحت تأثیر آنچه بر آن‌ها گذشته و حرف‌های بچه‌ها کمی تعادل خود را ازدست‌داده و هر 3 بچه را در داخل طویله‌ی بزها محبوس می‌کند. نیمه‌شب شیطان در شکل دو فرزند ازدست‌رفته به کاترین ظاهر شده و سپس در شکل یک کلاغ سینه‌ی مادر را با منقار مجروح می‌کند. در طویله نیز همان زن ساحره بر دوقلوها ظاهر شده و آن‌ها را از آنجا می‌دزدد. صبح پدر نامتعادل از خواب برخاسته و در حیاط موردحمله‌ی بز سیاه قرارگرفته و کشته می‌شود. مادر که این‌ها را می‌بیند توماسین را شیطان می‌پندارد و به‌قصد کشت به او حمله می‌کند. دختر نیز با پیدا کردن یک داس به مادر ضربه زده و نهایتاً او را از پای درمی‌آورد. اکنون همه به‌جز بز نر یا همان فیلیپ سیاه مرده‌اند و دوقلوها ناپدید گشته‌اند و او تک‌وتنهاست. شب‌هنگام به درون طویله می‌رود و از بز سیاه می‌خواهد که با او نیز صحبت کند. بز به حرف آمده و در ظاهر یک مرد از او می‌خواهد که با او برای لذت بردن از دنیا همراه شود. نام او را در کتاب می‌نویسد و بدون لباس وی را راهی درون جنگل کرده و خود نیز به همراه او می‌رود. در آنجا توماسین گردهمایی کوچکی از زن‌های جادوگر دیگری را می‌یابد که بر دور آتش مشغول انجام مراسم جادوگری هستند. آن‌ها در هوا شناور شده و به پرواز درمی‌آیند. او نیز لبخند زده و به‌طرف آسمان صعود می‌کند.

 

نقد و بررسی فیلم ساحره The witch

f7فیلمی که ساعاتی پیش به تماشایش نشسته بودم غافلگیرم کرد البته نه از این بابت که هراس از نوعی متفاوت در دلم انداخته باشد بلکه ازآن‌جهت که به شکل زیرکانه‌ای که تابه‌حال نظیرش را ندیده بودم به سرنوشت آدم‌های ساده‌ی راستینی که خیانت در مرامشان نیست (حتی به آنچه اعتقاد پیداکرده‌اند، فراموش نکنید که او حاضر بود ابراهیم وار فرزندش را درراه عبودیت خدایش قربانی کند) اشاره داشت که هیچ جایی برای سکونت روی این زمین به‌ظاهر بس پهناور پیدا نمی‌کنند. علاوه بر غافلگیری نگران هم شدم از اینکه نکند شیاطین و جادوگران در هیبت آدم‌های دوروبرم مسئول بدبیاری‌ها و نابسامانی‌های زندگی‌ام هستند. اگر این واقعیت داشته باشد از بدون چاره بودن بسی باید ترسید. پس اگر ترسی در فیلم هست از دیدن بدن چروک‌خورده یک پیرزن ساحره و یا حرکات یک بز شیطان (در معنای بازیگوش) نیست. ویلیام و خانواده‌اش در حقیقت دو بار نفی بلد می‌شوند. بار اول که از اروپا برای دستیابی به آزادی مذهبی (اشاره به مهاجرت پیوریتن های پروتستان به آمریکا و شکل گرفتن نیوانگلند)، هزاران کیلومتر را بر روی موج‌های متلاطم پیموده بودند و بار دوم اخراج از همان جامعه‌ی کوچک مهاجر گریخته از تک‌صدایی در سرزمین‌های شمالی کشور جدید البته این بار با کیلومتر کمتر. او که یک معتقد واقعی است متولیان کلیسا را مسیحی‌های خطاکار می‌نامد که اجازه‌ی قضاوت در مورد او و اعمالش را ندارند. او هیچ مزیتی برای کسانیکه خود را وقف خدا می‌کنند قائل نیست و فاصله‌ی همه انسان‌های بنده را تا خدای آفریدگار یکسان می‌بیند. به ظن او تنها خداست که لایق سبک و سنگین کردن اعمال آدم‌ها است. پس او با این باورهای ساده انگارانه اما خطرناک برای آنان که شغل و دین شان یکی است، مزاحمی بیش نبوده و از آن دهکده‌ی امن (حتی برای سرخپوستان بی‌دین که سرشان از حساب‌کتاب درنمی‌آید) که دست هیچ اهریمن و جوجه اهریمنی به آن راه ندارد، رانده می‌شود تا در برهوت بیرون از آنجا بی‌پناه و پشتیبان شکار سهلی باشد برای شیطان و اعضای گروهش. فیلم‌نامه‌نویس و کارگردان که در اینجا هر دو یک نفرند در سایه‌ی افسانه‌های محلی به‌خوبی توانسته است نشان دهد که حکمرانی بر روی زمین تنها در دست دو گروه از آدم‌هاست، نمایندگان خدا و آنانی که با شیطان به توافق رسیده‌اند. اگر کسی مانند ویلیام که واقعاً به خدا و عیسی مسیح اعتقاد دارد، جامه‌ی خدمتگزاری این دو را از تن بیرون کند سرنوشتی غیر ازآنچه شاهدش بودید نصیبش نخواهد شد. دقایق ابتدایی فیلم از زندگی واقعی جوامع انسانی اقتباس‌شده اما بخش طولانی دوم از افسانه‌ها و موهومات الهام گرفته است.


f2رابرت ایگرز Robert Eggers و اثرش ساحره The Witch مرا ناخودآگاه به یاد روزهای آغازین ام نایت شیامالان M. Night Shyamalan و حس ششم The Sixth Sense می‌اندازد . احساس می‌شود فیلم‌ساز بااستعداد و حساسی است که البته خدا کند مانند شیامالان بعد از موفقیت حس ششم ذوق‌زده نشده و برای بیرون دادن کار بعدش تحمل و تأمل بیشتری به خرج دهد. بااینکه جوان و کم‌تجربه است اما در ساختن فیلمی با این فضای سرد و عبوس خیلی پخته عمل کرده است. آهنگ متن فیلم هم با آنچه دوربین ضبط می‌کند کاملاً در تناسب است و در سرایت این سردی به وحشت آلوده‌شده به قلب‌هایمان موفق عمل می‌کند. او تیز است و مانند یک تردست زبردست محتوای پروپیمان خوشایند و ناخوشایند (متفاوت از نظر بعضی‌ها) کارش را در زیر دستمال یک فیلم به‌ظاهر ساده‌ی دلهره‌آور پنهان کرده بامید آنکه مخاطبین خاصش بتوانند از تردستی‌اش رمزگشایی کنند. او برای چیدن صحنه‌ها که هرکدام معنایی را به دوش می‌کشند خیلی وقت گذاشته است و بدون اینکه به دام ترساندن بیننده از طریق کلیشه‌های خیلی رایج سایر آثار مشابه بیفتد موفق شده است به ترس، شمایل جدیدی بدهد. او دلهره را در این فیلم به‌جای چشم و قلب از مجرای گوش و مغز به درونمان جاری می‌کند. کشتن و گرفتن روغن بچه ها که در داستان‌های جادوگری (در ایران زن‌های قدیمی داستانی شبیه به این تعریف می‌کنند) ریشه‌دار است و همین‌طور ماجرای جاروی پرنده‌ی معروف عفریته ها در فیلم خیلی غم‌انگیز اما مؤثر روایت می‌شود. در قدیم جارو یکی از نزدیک‌ترین ابزار به زن‌ها که معمولاً امورات خانه به آن‌ها سپرده می‌شود بوده است و در خیلی شرایط این وسیله کاربرد دیگری غیر از جارو کردن پیدا می‌کرده است. با کشف و استعمال مواد مخدر و توهم‌زا، مصرف‌کنندگان، داستان‌هایی از پرواز خود و یا دیگران را در آسمان‌ها تعریف می‌کردند و از زنان مو بلندی که سوار بر جاروی خود بوده‌اند یاد می‌کرده‌اند که آقای ایگرز آن را در شکلی سمبلیک و با چهره‌ای خوفناک اما معتبر نشان می‌دهد. آنیا جوی Anya Taylor-Joy جوان که البته در فیلم کم سن و سال‌تر است به‌خوبی به حرف‌های کارگردان عمل کرده است. با در نظر گرفتن تجربه او در فیلم‌های دراکولایی و ترسناک، بازی او با توجه به کاراکترش در این فیلم دقیق و ساده است. این را می‌توان در مورد سایر بازیگرهای فیلم نیز صادق دانست. فیلم‌برداری معمولی و فیلم خالی از جلوه‌های ویژه است. اگرچه بودجه‌ی فیلم اندک است اما گمان نمی‌کنم که کارگردان اساساً علاقه‌ای به واردکردن تکنولوژی‌های جدید در فیلم داشته است. ازاین‌رو فیلم بیشتر مناسب مخاطبین خاص است و ممکن است خیلی‌ها را دمغ و خسته کند.

 

fبا توجه به ساختار ساده گرافیکی فیلم توجه بیننده و هر کس که بخواهد در مورد این فیلم گفت‌وگویی داشته باشد اجباراً به محتوای آن جلب می‌شود. به‌عبارت‌دیگر در روی فیلم چیز زیادی گیر ما نمی‌آید اما در زیر آن چیزهای خوبی انتظار ما را می‌کشند. در این اثر تقابلی میان نمایندگان مذهب و شیطان نمی‌بینیم، به قلمروی یکدیگر تجاوز نمی‌کنند و هرکدام سرشان به متصرفات خودشان گرم است. رویارویی اصلی میان یک مؤمن معتقد بی‌سرزمین با برداشت شخصی‌اش از مذهبی که آن را پذیرفته با نمایندگان خود خوانده‌ی دین در یک جامعه‌ی کوچک مهاجراست و پس‌ازآن دیگر بازی شیطان است با این مرد و خانواده‌اش (همانند گربه‌ای که با موش گرفتاری رفتار می‌کند) که به سرنوشت شوم آن‌ها منتهی می‌شود. عجیب این است که ایمان پرشور ویلیامِ پدر به‌راحتی مغلوب یک حیوان چموش می‌شود و اعتقاد قلبی‌اش در برابر طلسم یک ساحرۀ پیر راه به‌جایی نمی‌برد. نکته‌ی حائز تأمل دیگری که وجود دارد علت انتخاب توماسین از جانب شیطان است. چرا شیطان او را از میان اعضای خانواده برای اِشغال سمت جادوگری برمی‌گزیند؟ شاید این سؤال را بتوان به اینکه چرا جادوگران اغلب مؤنث هستند تعمیم داد. برخلاف تهمت های مادر نامتعادل که در انتهای فیلم به توماسین وارد می کند، او در میان اعضای خانوادۀ آقای ویلیام تنها کسی است که کمترین گمراهی را دارد. دزدی نمی کند، اگر چه در حال بلوغ است اما شیطنت های شهوانی از او سر نمی زند، با شیطان وارد گفتگو نمی شود، در کارهایی مانند دعا و مراسم مذهبی اغراق نمی کند و ذهن و کالبدش اسیر سحر و جادوی هیچ ساحره ای هم نمی شود. پس چرا او؟ ممکن است بتوانیم پاسخ این سؤال را در گفتگویی که با مرسی دختر کوچک خانواده در کنار رودخانه داشت بفهمیم. توماسین با دیدن مرسی خوشحال و بازیگوش از خود و یا خدای خود سؤال می‌کند که چرا او باید کارهای سخت و کثیف خانواده را انجام دهد، مانند کلفت ها سرکوفت و دشنام ها را بشنود و بقیه بچه‌ها بازی کنند و خوش بگذرانند. ظاهراً او مظلوم ترین و بی دفاع ترین فرد خانواده است. این سؤال به‌جای اینکه به گوش خدا در آسمان‌ها برسد به دست شیطانی که روی زمین همین نزدیکی‌ها پرسه می‌زند می‌رسد. حالا نقطه‌ضعف و سوراخ این خانواده پیدا شده است. پس این احتمال را باید در نظر گرفت که زن‌ها که عموماً به شکل سیستماتیک تحت ظلم قرار داشته‌اند قلب و روحشان راحت‌تر توسط شیطان به تسخیر درمی‌آمده است. زنان ستم‌کشیده‌ای که به‌جز حربه‌ی نفرین سلاح دیگری در دستان نحیفشان نداشتند. اگرچه در قصه‌های خیالی تعدادی از آن‌ها به ساحره های متبحر و قدرتمندی بدل شده بودند و مقداری از انتقام خود را از مردان زورگو می‌گرفتند اما در عالم واقعیت به اتهام همین جرم واهی درون داستان‌ها، زنده‌زنده سوزانده نیز می‌شدند. در پایان این فیلم، توماسین که به جادوگری مبدل شده، ظاهرا خوشحال و عاقبت به خیر است اما این فقط فیلمی است ساخته شده بر اساس یک افسانۀ قدیمی از مردمان نیوانگلندی. 

 

میگن هنگام تقسیم غنائم شیطان فقط آدم های باهوش را واسۀ خودش سوا می کنه حتی اگر سهمیه اش هم پر نشه

       

 

 

آنا از تهران               04/04/1395                           

 

همین الان فیلم را دیدم، خوشم آمد مخصوصا آخرش که زد کاترین رو کشت و ویلیام که رفت زیر آوار.

دیگه چه فیلم هایی می شناسین که از روی افسانه های قدیمی یا واقعیت ساخته شده باشن

 

فیلمم کن: The Rite , The Exorcism Of Emily Rose , An American Haunting , Hard Candy , The Haunting In Connecticut , Silent House , Wolf Creek

وحید از کرمانشاه               07/05/1395       

                    

فیلم خوبی بود ولی ترسناک نبود!
فکر کنم به خاطر توماسین چند بار دیگه نگاش کنم

احسان از مشهد               13/06/1395       

                    

فیلم خیلی عجیبی بود به نظر من صحنه آخر خنده توماسین یک حالت از درماندگی و نه از روی رضایت بود.البته این فیلم نمیتونه توی ژانر وحشت قرار بگیره و بیشتر یک فیلم معناگرا از آب در آمده.

عرفان از کوردستان               16/06/1395       

                    

من فیلم ترسناک زیاد نگا میکنم
عاشق این سبک فیلمای قدیمی با این لباس ها و دهکده ها و... هستم
ولی فکر کنم واقعا فیلم داستانش زیاد جالب نبود و آخرش زیادی گنگ بود

گلنار از تهران               22/07/1395       

                    

اصلا چرا مادر توماسین اینطوری باهاش رفتار می کنه؟ من این فیلم و با دوبله ی هندی نگاه کردم. جالبه که از اول تا آخر فیلم فکر می کردم که توماسین فرزندخوانده یا خدمتکار این این خانواده هست! الان فهمیدم که بچچه ی خودشون بوده...شایدم می خواد بگه که ساحره ها همیشه بد نیستن، این انسانها هستن که بدتر از ساحره ها میتونن باشن (خانواده ی توماسین) و توماسین اصلا با خانواده ش از یه جنس نبود (ساحره) و خوب بود.

 

فیلمم کن: مادر توماسین نیز به شدت مذهبی است. غرق شدن در دستورات مذهبی و همچنین فشار ناشی از تحمل سختی های زندگی باعث بوجود آمدن نوعی سوء طن خفیف نسبت به همه شده خصوصا دخترش که در حال بلوغ است.

عرفان از کوردستان               16/08/1395       

                    

میشه چند فیلم تو همین تم و سبک مثل روح آمریکایی که فیلم ترسناکه ولی مثلا استایل و زندگی قدیمه معرفی کنین

فیلمم کن: The Village , The Others , Don’t Look Now , An American Haunting

سارا از تهران               22/08/1395       

                    

نقد خوبی بود. راستش من خیلی ترسیدم موقع دیدنش و حوصله ام سر رفته بود ولی در کل پشیمون نیستم، به یکبار دیدنش می ارزید.
درضمن حیفه که سایتتون با این نقدهای خوب اون قسمت درجه بندی فیلمش اینقدر مسخره باشه. میتونست رسمی تر باشه حیفه واقعا

فیلمم کن: از لطف شما ممنونیم. امتیاز دهی به شکل ستاره و یا شماره بسیار است، اجازه دهید کمی تفاوت ایجاد کنیم.

 علی از مشهد               04/10/1395       

                    

آخر فیلم دقیقا قضیه هبوط رو بیان میکنه که شیطان به بهانه معرفی ی دنیا جدید(سیب) اونم به بی گناه ترین فرد خانواده(مثل آدم و حوا) اونو فریب میده

 فرشاد از تهران               24/10/1395       

                    

با کمال احترام به همه دوستان و نقد کننده فیلم باید عرض کنم هم نقد فیلم رو خوندم هم نظرات دوستان ولی متاسفانه نظرات و نقد بیشتر راجع به ظاهره سطحیه فیلم بود کسی راجع به واقعییت های درونی فیلم صحبتی نکرده بود.موجودات هایبریدی و شیپ شفتر ها که واقعا از گوشت و خون کودکان انسان برای رسیدن به بعد های پنجم استفاده می کنند . اینها نه افسانه هست نه خیال بافی ! همیشه رو زمین بوده و هستند که معروفترینشون ملکه فعلیه انگلیسه !! از دوستانی که به این موضوعات علاقه دارن خواهش میکنم خیلی بیشتر تحقیق کنید ! خیلی خیلی!

 

فیلمم کن: با سپاس. فرشاد جان ای کاش کمی بیشتر توضیح می دادید چون اطلاعات کمی در این خصوص است.

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

Template Settings

Color

For each color, the params below will give default values
Purple Cyan Golden Green Yellow

Body

Background Color
Text Color
Layout Style
Select menu
Google Font
Body Font-size
Body Font-family
Direction